برگردان به زبان ساده
بی صحبت تو جهان نخواهم
بی خشنودیت جان نخواهم
هوش مصنوعی: بدون صحبت کردن تو، زندگی برایم معنی ندارد و بدون رضایت تو، هیچ چیز برایم ارزش ندارد.
گر جان و روان من بخواهی
یک دم زدنت امان نخواهم
هوش مصنوعی: اگر بخواهی جان و دل من را، برای لحظهای هم اجازه نخواهم داد که از تو دور شوم.
جان را بدهم به خدمت تو
من خدمت رایگان نخواهم
هوش مصنوعی: من جانم را فدای تو میکنم، اما از تو هیچ انتظار و خواستهای ندارم.
رضوان و بهشت و حور و عین را
بی روی تو جاودان نخواهم
هوش مصنوعی: من هرگز بدون دیدن تو، نمیتوانم بهشت و نعمتهای آن را بپذیرم.
بر من تو نشان خویش کردی
حقا که جز این نشان نخواهم
هوش مصنوعی: تو به من نشانهای از خود ارائه دادی و حقیقتاً جز این نشانه هیچ چیز دیگری نمیخواهم.
بیگانه بود میان ما جان
بیگانه درین میان نخواهم
هوش مصنوعی: در میان ما یک موجود غریبه وجود دارد و من نمیخواهم که این موجود در این جمع باشد.
من عشق تو کردم آشکارا
عشق چو تویی نهان نخواهم
هوش مصنوعی: من عشق تو را به وضوح و بدون پنهانکاری ابراز کردم، زیرا عشق مانند تو را به مخفیکاری نمیگذارم.
هر گه که مرا تو یار باشی
من یاری این و آن نخواهم
هوش مصنوعی: هر زمانی که تو به من کمک کنی، من نیازی به یاری دیگران نخواهم داشت.
تو سودی و دیگران زیانند
تا سود بود زیان نخواهم
هوش مصنوعی: تو منفعتی و دیگران ضرر میبرند، تا زمانی که خودم نفعی در کار باشد، متوجه ضرر دیگران نخواهم شد.
اکنون که مرا عیان یقین شد
زین پس به جز از عیان نخواهم
هوش مصنوعی: حالا که به وضوح حقیقت را شناختهام، دیگر به جز از واقعیت و حقیقتی که میبینم، به چیزی دیگر تکیه نخواهم کرد.