برگردان به زبان ساده
بی تو یک روز بود نتوانم
بی تو یک شب غنود نتوانم
هوش مصنوعی: بدون تو حتی یک روز هم نمیتوانم زندگی کنم و شبها هم نمیتوانم بیخبر بخوابم.
یار جز تو گرفت نتوانم
نام جز تو شنود نتوانم
هوش مصنوعی: هیچ یاری جز تو ندارم و نمیتوانم نام کسی غیر از تو را بشنوم.
چون ترا در خور تو بستایم
دیگران را ستود نتوانم
هوش مصنوعی: وقتی تو را به خاطر ویژگیها و فضایلات ستایش کنم، دیگر نمیتوانم به دیگران به خوبی اشاره کنم.
کشت دیگر بتان ندارد بر
کشت بیبر درود نتوانم
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم دردی را که از غم بیبرگی دارم، تحمل کنم و هیچ امیدی به برداشت خوشبختی از این دشت بیعیار ندارم.
گر بتان زمانه جمع شوند
بر تو کس را فزود نتوانم
هوش مصنوعی: اگر همه زیباییهای دنیا کنار هم جمع شوند، هیچچیز نمیتواند به من افزوده شود.
جز به فر تو ای امیر بتان
گوی دولت ربود نتوانم
هوش مصنوعی: جز با زیبایی تو، ای امیر، نمیتوانم شانس و خوشبختی را به دست بیاورم.
همه شادی من ز دیدن تست
جز به تو شاد بود نتوانم
هوش مصنوعی: تمام خوشحالی من از دیدن توست و نمیتوانم از بابت هیچ چیز دیگری شاد باشم.
به زبان حال دل همی گویم
گر همی دل ربود نتوانم
هوش مصنوعی: دل من حالاتی را بیان میکند که اگر کسی دل مرا برباید، نمیتوانم آن را بروز دهم یا ابراز کنم.