برگردان به زبان ساده
گفتم از عشقش مگر بگریختم
خود به دام آمد کنون آویختم
هوش مصنوعی: به او گفتم شاید از عشقش فرار کردهام، اما اکنون خودم در دام عشق او گرفتار شدهام.
گفتم از دل شور بنشانم مگر
شور ننشاندم که شور انگیختم
هوش مصنوعی: گفتم که از دل این هیجان را دور کنم، اما نتوانستم آن را از بین ببرم و خودم بیشتر از قبل هیجان زده شدم.
بند من در عشق آن بت سخت بود
سختتر شد بند تا بگسیختم
هوش مصنوعی: محبت من نسبت به آن معشوق به قدری قوی و محکم بود که این احساس شدت بیشتری پیدا کرد و در نهایت باعث شد که دیگر نتوانم خودم را کنترل کنم و از این وابستگی رها شوم.
عاشقان بر سر اگر ریزند خاک
من به جای خاک آتش ریختم
هوش مصنوعی: عاشقان اگر بر سر من خاک بپاشند، من به جای خاک، آتش برمیافروزم.
بر بناگوش سیاه مشک رنگ
از عمش کافور حسرت بیختم
هوش مصنوعی: بر روی گوش سیاه و خوشبو، رنگی از کافور در اثر حسرتی که در دل دارم نشسته است.
عاجزم با چشم رنگ آمیز او
گرچه از صد گونه رنگ آمیختم
هوش مصنوعی: من قادر نیستم زیباییهای چشم او را توصیف کنم، هرچند که از هزاران رنگ مختلف استفاده کنم.