برگردان به زبان ساده
ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را
بر کف ما نه سه باده گردش اجرام را
هوش مصنوعی: ای ساقی، دل من پر از غم و اندوه شده، پس بیا و جام را پرکن و به ما بده تا از نوشیدنیهای لذتبخش زندگی بنوشیم.
تا زمانی بی زمانه جام می بر کف نهیم
بشکنیم اندر زمانه گردش ایام را
هوش مصنوعی: تا زمانی که زمان معنا ندارد، جام می را در دست میگیریم و در این دنیا، چرخش روزگار را میشکنیم و نادیده میگیریم.
جان و دل در جام کن تا جان به جام اندر نهیم
همچو خون دل نهاده ای پسر صد جام را
هوش مصنوعی: عشق و احساسات خود را در دل جمع کن تا زندگی و روحات را در آن بریزی. مانند این که تو، پسر، خون دل را در صد جام ریختهای.
دام کن بر طرف بام از حلقههای زلف خویش
چون که جان در جام کردی تنگ در کش جام را
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به زیبایی و جذابیت موی معشوق اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که از حلقههای موی خود بر روی بام بیفتد و آنگاه که روحش در ظرف جام، به شدت فشرده و نزدیک شده، خواهان نوشیدن آن است. این بیان نمادی از عشق و اشتیاق عمیق به یکدیگر است.
کاش کیکاووس پر کن زان سهیل شامیان
زیر خط حکم درکش ملک زال و سام را
هوش مصنوعی: ای کاش کیکاووس به خاطر ستارهٔ درخشان سهیل، زیر خط فرمان، ملک زال و سام را در نظر بگیرد و پر کنیم.
چرخ بی آرام را اندر جهان آرام نیست
بند کن در می پرستی چرخ بی آرام را
هوش مصنوعی: در این جهان همواره در حال تغییر و تحرک است و آرامشی وجود ندارد. بنابراین، خود را به می و عشق مشغول کن تا از این بیقراری درآیی.