برگردان به زبان ساده
ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد
دور از ره هجر تو وصالی دگر آمد
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق تو یک سال دیگر دور از راه جدایی تو، به وصلی دیگر رسیدیم.
در دیده خیالی که مرا بد ز رخ تو
یکباره همه رفت و خیالی دگر آمد
هوش مصنوعی: در یک چشمانداز خیالی، وقتی ناکام از زیباییات نظر گرفتم، ناگهان همه چیز از ذهنم رفت و تصوری جدید شکل گرفت.
بر مرکب شایسته شهنشاه شکوهت
بر تخت دل من به جمالی دگر آمد
هوش مصنوعی: بر روی اسب زیبای پادشاهی، شکوه تو بر تخت قلب من با زیبایی دیگری وارد شد.
شد نقص کمالی که مرا بود به صورت
در عالم تحقیق کمالی دگر آمد
هوش مصنوعی: کاستیای که در ظاهر من وجود داشت، در واقع به کمال من مربوط میشد، اما در حقیقت کمال دیگری پیدا شد.
بر طبل طلب میزدم از حرص دوالی
ناگاه بر آن طبل دوالی دگر آمد
هوش مصنوعی: من با اشتیاق و حرص بر طبل درخواستم میکوبیدم، ناگهان متوجه شدم که بر روی همان طبل فرصتی جدید و متفاوت نمایان شد.
از سینه نهال امل از بیم بکندم
با میوهٔ انصاف نهالی دگر آمد
هوش مصنوعی: از دل آرزوهای غیرمستحق و ترسهایم دست کشیدم و با میوهٔ انصاف نهال جدیدی در زندگیم کاشتم.
بر عشوه ز من رفت به تعریض نکالات
آسوده به تصریح نکالی دگر آمد
هوش مصنوعی: به خاطر ناز و کرشمهات از من دور شدی، اما بیپروا به زیرکی و کنایههای خود ادامه میدهی و تلاش میکنی تا به روشی دیگر مرا به چالش بکشی.
در وصف صفا حیدر اقبال به چشمم
بر دلدل دولت به دلالی دگر آمد
هوش مصنوعی: در توصیف صفای حیدر، خوشحالی و افتخار در دلم ایجاد شد و به گونهای دیگر به روزگار خوش رسیدم.