برگردان به زبان ساده
کرد رحلت چون به حکم دادگر
مادر نیک اختر خیرالبشر
هوش مصنوعی: زمانی که او به سرنوشت خود پیوست که بر اساس فرمان قاضی عدالتسنج و با خواست مادر نیکوقدرش، بهترین مخلوق به دنیا آمد.
پی پرستار و دل افکار و الیم
بود آن در گردان قیمت یتیم
هوش مصنوعی: دنبالهرو و پرستار افکار و دل من، آن کسی بود که در دنیای پر جنب و جوش، ارزش یتیم را میشناخت.
جستجو کردند در حی عرب
دایه از بهر رسول الله طلب
هوش مصنوعی: در قبیلهی عرب به دنبال دایهای برای پرورش حضرت رسول (ص) جستجو کردند.
کرد در آخر ز نیکو گوهری
کوکب بخت حلیمه یاوری
هوش مصنوعی: در پایان، با ویژگیهای نیکو، گوهری پیدا شد که به ستاره بخت حلیمه یاری رساند.
آن همای اوج افلاک جلال
بر سرش باز شرف بگشود بال
هوش مصنوعی: پرندهای بزرگ و باشکوه که در آسمانها پرواز میکند، عظمت و بزرگیاش را به نمایش میگذارد و در بالهایش، نشانههایی از شرافت و مقام را برافراشته است.
آن گرامی گوهر بحر صفا
چند گاهی کرد چون نشو و نما
هوش مصنوعی: آن موجود ارزشمند و باارزش که شبیه دریای خنکی و پاکی است، گهگاهی مانند یک گل در حال رشد و شکفتن به ظهور میآید.
با پسرهای حلیمه از وداد
بر سر وی خواهش صحرا فتاد
هوش مصنوعی: با پسرهای حلیمه، برای رسیدن به عشق وداد، در بیابان دچار مشکل شدند.
روزها با گوسفندان آن جناب
مینمودی جانب صحرا شتاب
هوش مصنوعی: روزها، آن شخص با گوسفندانش به سوی دشت حرکت میکرد.
تایکی روز از قضای ذوالمنن
ماند اندر خانه آن فخر ز من
هوش مصنوعی: یک روز به خاطر قضا و قدر الهی، آن کسی که برای من افتخار و بزرگی است، در خانه ماند.
کرد همراه برادر خواندگان
گوسفندان را سوی صحرا روان
هوش مصنوعی: او به همراه برادرانش گوسفندان را به سمت بیابان میبرد.
همره گله چون آن سرور نبود
گرگی آمد گوسفندی را ربود
هوش مصنوعی: وقتی که آن سرور و رهبری که باید از گله مراقبت کند، وجود نداشته باشد، در این صورت، گرگها به راحتی میتوانند گوسفندها را بربایند.
بازگردیدند وقت شامگاه
رو به سوی خانه چون با اشک و آه
هوش مصنوعی: در هنگام شامگاه، با احساس غم و اندوه، به سوی خانه بازگشتند.
در بر احمد امین ذوالجلال
لب گشودند از برای عرض حال
هوش مصنوعی: در حضور احمد امین ذوالجلال، سخن گفتند و احوالشان را بیان کردند.
روز دیگر سرور کل امم
ساخت رنجه جانب صحرا قدم
هوش مصنوعی: در روز بعد، سرور و رهبر تمام امتها با سختی به سوی بیابان حرکت کرد.
جان عالم در بر جان آفرین
جبهه عالم نهاد او بر زمین
هوش مصنوعی: روح همه موجودات در کنار خداوند قرار دارد و او با قدرت خود، این جهان را بر روی زمین مستقر کرده است.
قبله حاجات ارباب وفا
بود در حال تضرع با خدا
هوش مصنوعی: در وقت درخواست و نیاز، افراد وفادار و باایمان به سوی خداوند متوجه میشوند و در حال دعا و زاری به او روی میآورند.
کز دعای آن رسول ارجمند
گرگ پیدا گشت با آن گوسفند
هوش مصنوعی: که به برکت دعای آن پیامبر بزرگ و محترم، گرگ به راحتی با آن گوسفند در کنار هم دیده میشود.
عرض کرد ای خسرو دین و ملل
زد به نادانی ز من سر این عمل
هوش مصنوعی: ای شاه بزرگ دین و ملت، به خاطر ناآگاهیام از این کار، از من شکایت داری.
چون ربودم روز پیش این میش را
تا نمایم سد جوع خویش را
هوش مصنوعی: چون دیروز این میش را گرفتم تا گرسنگی خود را برطرف کنم.
هاتفی در گوش من داد این ندا
کای تجاوز کرده از راه خدا
هوش مصنوعی: صدایی در گوش من گفت که ای شخصی که از مسیر حق و قانون تجاوز کردهای، توجه کن!
هست از خنم رسل این گوسفند
بر تو میباشد حرام ای مستمند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که چیزی که متعلق به من است، برای تو حرام است، ای کسی که در فقر و تنگدستی به سر میبری. این بیان نشان میدهد که صاحب این گوسفند، آن را به کسی که در وضعیتی آسیبپذیر است، نمیدهد و تأکید بر این نکته دارد که داراییها باید محترم شمرده شوند.
در بر خود همچو جان پروردمش
سر قدم کرده برت آوردمش
هوش مصنوعی: من او را مانند جانم دوست داشتم و برایش قدمهایم را پیش میگذارم.
یادم آمد باز اندر این مقام
گرگهای بیحیای شهر شام
هوش مصنوعی: یادم آمد که در این جا، گرگهای بیشرم شهر شام وجود دارند.
آن زمان کز یوسف آل عبا
سر جدا میکرد شمر بیحیا
هوش مصنوعی: زمانی که شمر بیشرم سر یوسف (علیه السلام) را جدا میکرد، این کار را در حالی انجام میداد که او از خاندان پیامبر بود.
زینب غمپرور بیصبر و تاب
بود در نظاره با قلب کباب
هوش مصنوعی: زینب با دل آزرده و نزار، در حال تماشای صحنهای دردناک و ناراحتکننده بود.
لحظهای در نزد شمر بد سیر
کرد دامن را ز اشک دیده تر
هوش مصنوعی: لحظهای در کنار شمر، با حالتی بد و ناراحت، دامنش را از اشکهایش خیس کرد.
پس به نزد ابن سعد بیحیا
با تضرع کرد روی التجا
هوش مصنوعی: پس به نزد ابن سعد، بدون شرم و حیا، با دلتنگی و درخواست از او یاری خواست.
چون ز شمر و ابن سعد روسیاه
گشت محروم آن زمان با اشک و آه
هوش مصنوعی: زمانی که شمر و ابن سعد کارهای زشت و پلیدی انجام دادند، کسانی که به آنها ظلم شد، با گریه و ناله از آن وضعیت محروم و بیچاره شدند.
کرد رو بر شامیان و کوفیان
دختر زهرا به چشم خون فشان
هوش مصنوعی: دختر زهرا با چشمان اشکبار به شامیان و کوفیان نگریست.
کز شما ای لشکر بیرون ز دین
یک مسلمان نیست در این سرزمین
هوش مصنوعی: در این سرزمین، هیچ مسلمان حقیقی وجود ندارد که از شما، ای لشکر، دور باشد و به دین تمسک نجوید.
در جواب آن همای اوج غم
لب فرو بستند از لا و نعم
هوش مصنوعی: در پاسخ به آن پرندهای که در اوج ناراحتی بود، همه به سکوت گزینش کردند و از نعمتها و نعمات صحبت نکردند.
تا ز تن ببرید پیش چشم وی
شمر راس شاه دین را زد به نی
هوش مصنوعی: شما برای خداوند حاضر شدید و سر شاه دین را از تن جدا کردید، اما در این لحظه، خود را از جسم و دنیای مادی رها کردهاید.
بر سر نی راس شاه تشنه لب
در تکلم شد به پیش بیادب
هوش مصنوعی: در راس نی، شاهی که لبانش تشنهاند به صحبت پرداخت، در حالی که در مقابل او کسی بیادب و بیاحترام ایستاده است.
کی لعین اینسان که از تیغ جفا
ساختی از پیکر من سر جدا
هوش مصنوعی: ای لعین، چه کسی تو هستی که با تیغ ستم، سر مرا از بدنم جدا کردی؟
می نه بینی خیر از جان و جهان
لحم تو گردد جدا از استخوان
هوش مصنوعی: اگر مایهای از زندگی ببینی، نیکوترین چیزها را به خاطر زندگی و لذت خود فراموش نکن که سرانجام، زندگی و لذات مادی را باید رها کرد و از جسم جدا شد.
از غضب بنهاد آن برگشته دین
آن سر ببریده را اندر زمین
هوش مصنوعی: از شدت خشم، دین برگشته را به زمین انداختند و سر بریدهای را در آن قرار دادند.
تازیانه برگرفت و از عتاب
زد به راس نور چشم بوتراب
هوش مصنوعی: با عصبانیت شروع به تنبیه کرد و از روی خشم به سر نور چشم بوتراب زد.
نیست یارای نوشتن خامه را
مختصر کن (صامت) این هنگامه را
هوش مصنوعی: در حال حاضر نمیتوانم به طور مختصر چیز خاصی بنویسم، پس لطفاً این موقعیت را کمی آرامتر کن.