برگردان به زبان ساده
چونان باورنک خلافت زد قدم
بعد مامون ستمگر متعتصم
هوش مصنوعی: به مانند شخصیتی که در خلافت پیش رفت، قدمی که بعد از مأمون ستمگر توسط متعصم برداشته شد.
گفت راوی کز قضای کردگار
جانب بغداد بنمودم گذار
هوش مصنوعی: راوی گفت که به خواست خدا از کنار بغداد عبور کردم.
بود امالفضل را کاشانهای
دختر مامون دون را خانهای
هوش مصنوعی: امالفضل، دختر مأمون، دارای یک خانه و کاشانهای است.
دیدم آن کاشانه را در پشت بام
کرده از هر سو کبوتر ازدهام
هوش مصنوعی: دیدم آن خانه را که روی پشت بامش به طرز شلوغی پر از کبوتر است.
دیدم آن کاشانه را در پشت بام
کده از هر سو کبوتر ازدهام
هوش مصنوعی: در پشت بام آن خانه، کبوتران زیادی را دیدم که از همه طرف جمع شده بودند.
کرده پرها سایبان چون شاهباز
هر طرف اندر نشیب و در فراز
هوش مصنوعی: پرهایش مانند سایبانی گسترش یافته و او همچون شاهبازی است که در هر سمت، هم در ارتفاع و هم در پایین، در حرکت است.
در تعجب گشتم از این ماجرا
غرق در حیرت شدم سر تا به پا
هوش مصنوعی: در حیرت و شگفتی غرق شدم از این اتفاق، به گونهای که تمام وجودم را گرفته است.
ناگهان دیدم به چشم پر ز خون
یک کنیزی زان سرا آمد برون
هوش مصنوعی: یک باره دیدم که از درون خانه، یک کنیز با چشمانی پر از خون به بیرون آمد.
زان کبوترها از او کردم سئوال
در جواب آمد کنیز اندر ملال
هوش مصنوعی: از کبوترها دربارهاش پرسیدم و در پاسخ شنیدم که کنیزی در غم و اندوه است.
گفت بر گو اول از بهر خدا
باز خدا بیگانهای یا آشنا؟
هوش مصنوعی: بگو ابتدا به خاطر خدا، آیا تو کسی هستی که خدا را میشناسی یا بیگانهای از او؟
گفتم ای زن من مطیع داورم
از محبان رسول و حیدرم
هوش مصنوعی: گفتم ای زن، من از پیروان حق و دوستداران پیامبر و علی هستم.
گفت گشته ملک دین زیر و زبر
شیعیان را خاک محنت شد بسر
هوش مصنوعی: گفتند که سلطه دین دچار آشفتگی شده و شیعیان زیر بار فشار مشکلات قرار گرفتهاند.
کردهام الفضل مسموم از عناد
شاه تخت عرصه ایمان جواد
هوش مصنوعی: من به خاطر کینهورزی پادشاه، به خوبیها و فضیلتهای خود آسیب زدهام و حالتی فاسد به خود گرفتهام.
گشته مقتل از جفای آن شقی
سرور عالم تقی متقی
هوش مصنوعی: به دلیل ظلم و ستم شخصی غافل، سرور و پیشوای بزرگ و با تقوا به شهادت رسیده است.
پیکر آن کوکب عالم فروز
بر سر این بام افتاده سه روز
هوش مصنوعی: تنه آن ستاره روشن و درخشان که بر بام منزل تابیده بود، سه روز بر زمین افتاده است.
این کبوترها کنند از آفتاب
سایه بر جسم شریف آن جناب
هوش مصنوعی: این کبوترها از آفتاب سایه میسازند بر جسم مقدس آن بزرگوار.
عزم آن دارد که امشب آن شریر
افکند از بام جسمش را به زیر
هوش مصنوعی: او قصد دارد که امشب آن شخص بدزبان را از بالای بام به پایین بیفکند.
روز دیگر باز با چشمان تر
جانب آن خانه آوردم گذر
هوش مصنوعی: روز دیگری با چشمانی پر از اشک از کنار آن خانه گذر کردم.
دیدم افتاده تن آن جان پاک
در میان کوچه اندر روی خاک
هوش مصنوعی: دیدم که بدن آن روح پاک در میان کوچه روی زمین افتاده است.
شیعیان گردیده جمع از هر طرف
بهر دفن آن مه برج شرف
هوش مصنوعی: شیعیان از هر سو جمع شدهاند تا آن ستاره درخشان را دفن کنند.
شد تقی را عاقبت با احترام
در جوار موسی جعفر مقام
هوش مصنوعی: در نهایت، تقی با کمال احترام در کنار موسی جعفر به مقام و جایگاه رفیعی دست یافت.
بازم آمد یاد از این شور و شین
پیکر مجروح عریان حسین
هوش مصنوعی: بار دیگر یادآور این شور و شوقی هستم که مربوط به پیکر زخمخورده و عریان حسین است.
برد چون شمر ستمکار شریر
سوی کوفه عترت او را اسیر
هوش مصنوعی: شمر ستمکار به سوی کوفه روانه شد و عترت (خاندان) او را به اسارت گرفت.
پیکر مخدوم جبریل امین
مانده بیسر تا سه روز اندر زمین
هوش مصنوعی: پیکر پیامبر بزرگ، جبریل، به مدت سه روز در زمین بدون سر باقی مانده است.
باد میپوشید بر آن تازه تن
خاک دشت کربلا جای کفن
هوش مصنوعی: باد بر بدن تازه شهیدان در دشت کربلا میوزید و جای کفن آنها را میپوشاند.
کس نبود آنجا به وی یاری کند
بر سر نعشش عزاداری کند
هوش مصنوعی: هیچکس در آنجا نبود تا به او کمک کند و بر روی جنازهاش عزاداری کند.
وحشیان هر سو به چشم اشکبار
گریه میکردند به روی زار زار
هوش مصنوعی: وحشیان با چشمانی پر از اشک، به شدت و به شکلی غمگین، در حال گریه کردن بودند.
بر سر چشم عزیز مصطفی
گریه میکدند مرغان هوا
هوش مصنوعی: مرغان آسمان به خاطر چشمهای گرانقدر و عزیز پیامبر مصطفی اندوهگین و گریان بودند.
کس نیامد بر سر آن مستمند
تا نماید صوت قرآنی بلند
هوش مصنوعی: هیچکس به سراغ آن بیپناه نیامد تا صدای قرآن را بلند بخواند.
کاش پیراهن چو بردند از برش
بعد از آن میماند عریان پیکرش
هوش مصنوعی: کاش وقتی پیراهنش را بردند، بدنش بعد از آن عریان نمیماند.
دیگر از نعل سم اسب جفا
مینگشتی پیکرش چون توتیا
هوش مصنوعی: دیگر از اثرات نعل سم اسب ناراحتی نمیکشی، زیرا چهرهات همچون آینه درخشان است.
بهر خاتم به جدل بیآبرو
می نمیکردی جدا انگشت او
هوش مصنوعی: برای رسیدن به هدفی خاص، ارزشش را نداشت که در مقام منازعه و بحث بیاحترامی کنی و انگشتش را جدا کنی.
بهر بندی ساربان بیحیا
کاش دستش را نمیکردی جدا
هوش مصنوعی: ساربان بیشرم و حیا، ای کاش دستش را از هم جدا نکرده بودی.
کاش چون خولی سرش را بر سنان
در تنور او را نکردی میهمان
هوش مصنوعی: ای کاش مثل خولی، سرش را بر روی نیزه نمیبردی و او را در تنور نمیگذاشتی تا میهمان تو باشد.
کاش در بزم یزید بیحیا
بر لب وی نامدی چوب جفا
هوش مصنوعی: ای کاش در میهمانی یزید، بیشرم بر لب او، نامی از ستم و ظلم نیاورده بودم.
نیست یارای نوشتن خامه را
مختصر کن (صامت) این هنگامه را
هوش مصنوعی: قلم قدرت نوشتن ندارد، بنابراین این موقعیت را کوتاه ساز.