برگردان به زبان ساده
این شنیدستم که شاه جم حشم
ناصرالدین شاه کیسخرو خدم
هوش مصنوعی: این را شنیدهام که شاه جم، از جمع حشم ناصرالدین شاه قصههای جالبی دارد.
گشت چون الطاف یزدان یاورش
حلقه زد پیک سعادت بر درش
هوش مصنوعی: وقتی که لطف و مرحمت خداوند به حال او خوشی و سعادت را به ارمغان آورد، خوشبختی مانند حلقهای به در خانهاش آمد.
یعنی از ایران روان شد از وفا
موکب میمون وی در کربلا
هوش مصنوعی: از ایران کاروانی به راه افتاد که نماد وفا و دوستی است و مقصد آن کربلا میباشد.
سر قدم بنمود با شوق و شعف
بهر پابوس شهنشاه نجف
هوش مصنوعی: با شوق و ذوق، خود را به آستان پادشاه نجف رساند.
گفت چون شد ساکن آن سرزمین
«ادخلوها بسلام آمنین»
هوش مصنوعی: وقتی که آن منطقه به آرامش و سکون رسید، به آنجا وارد شوید با امنیت و آرامش کامل.
منزل آن شاه گردوه احتشام
در نجف گردید در وادیالسلام
هوش مصنوعی: آن مکان متعلق به شاه گردوه به عنوان نمادی از احترام و عظمت، در نجف و در وادیالسلام قرار گرفت.
لشکر آن خرو انجم سپاه
بر فلک زد قبههای بارگاه
هوش مصنوعی: سربازان آن ستاره در آسمان، مانند سپاهی به سمت دامنههای بلند و کاخهای آسمانی حرکت کردند.
اندر آن وادی نمودند انتخاب
گوشهای را بهر اصطبل دواب
هوش مصنوعی: در آن منطقه، گوشهای را برای نگهداری و پرورش حیوانات انتخاب کردند.
کرد چون اردوی شاه از صدر و ذیل
خیمه بر پا جوقه جوقه خیل خیل
هوش مصنوعی: وقتی کاروان شاه از بالای خیمه تا پایین آن برپا شد، گروههای زیادی از سربازان و سوارهنظام به صورت دستهدسته و جمعیتهای بزرگ در آنجا حضور پیدا کردند.
دیده حق بین وی شد کامیاب
از زیارتگاه قبر بوتراب
هوش مصنوعی: چشم بینای او با دیدن قبر بوتراب به هدف خود رسید و از این زیارت خوشحال شد.
شامگاهان شاه اورنک عجم
بر سریر استراحت زد قدم
هوش مصنوعی: در عصر، پادشاه عجم بر تخت استراحت میکند و قدم میزند.
شد چو هنگام سحر ناگه ز خواب
جست سلطان ناصرالدین از شتاب
هوش مصنوعی: سلطان ناصرالدین ناگهان در صبح زود از خواب برخاست و با شتاب و سرعت به پا خیزد.
لرزلرزان لعل لب را باز کرد
محرمان راز را آواز کرد
هوش مصنوعی: لبان زیبا و درخشان، به آرامی باز شدند و رازی را که در دل داشتند، با آهنگی خاص و ملایم به دیگران منتقل کردند.
داد فرمان همرهان راه را
بر کنند آن خیمه و خرگاه را
هوش مصنوعی: فرمان داد که همراهان، چادر و محل استراحت را برپا کنند و راه را برای ادامه سفر باز کنند.
رفت و در سمت دگر منزل نمود
بهر راحت منزلی حاصل نمود
هوش مصنوعی: او رفت و در جایی دیگر سکنی گزید و برای خود مکانی راحت و مناسب فراهم کرد.
گشت خرم چون دل شه از ملال
حاضران کردند از وی این سئوال
هوش مصنوعی: دل شاه از ناراحتی مهمانان شاد شد و از او این سؤال را کردند.
کای گدای در گهت خاقان چین
کیقباد از ملک قدرت خوشهچین
هوش مصنوعی: ای درخواست کننده در درگاه تو، کیقباد، پادشاه چین، از سرزمین قدرت، محصولی را برای تو برمیچیند.
ای شهنشاه عجم اندر عرب
چیست خوف و اضطرابت را سبب
هوش مصنوعی: ای پادشاه بزرگ، در سرزمین عرب چه چیزی باعث ترس و نگرانی تو شده است؟
از چه رو ای خسرو خسرو اساس
ساختی از وادی ایمن هراس
هوش مصنوعی: چرا ای پادشاه، بر اساس قدرت خود از منطقهای امن و آرام ترسی به دل راه دادهای؟
ای همای اوج عزت از بهشت
ساختی منزل چرا اندر کنشت
هوش مصنوعی: ای پرندهای که اوج عزت را به دست آوردی و از بهشت برای خود خانهای درست کردی، چرا در این مکان ناچیز زندگی میکنی؟
گفت شد در خواب بر من جلوهگر
مظهر ذات خدای دادگر
هوش مصنوعی: در خواب، نمایان شد و جلوهای از حقیقت وجود خداوند دادگر بر من ظاهر گشت.
حبل ایمان عروه الوثقای دین
مصدر ایمان امیرالمومنین
هوش مصنوعی: رشته ایمان، پیوند محکم دین است و امیرالمؤمنین منبع و سرچشمه این ایمان به شمار میرود.
با غضب فرمود کز وادی السلام
کردهای بهر چه ترک احترام
هوش مصنوعی: با ناراحتی فرمود که چرا از سرزمین آرامش، احترام را ترک کردهای؟
غافلی از احترام این زمین
کاین زمین باشد قبور مومنین
هوش مصنوعی: از یاد نبر که این زمین احترام خاصی دارد، چرا که محل دفن مؤمنان است.
ساختی او را برای شیخ و شاب
آخور انعام و اصطبل دواب
هوش مصنوعی: تو او را برای بزرگ و جوان، به عنوان مکانی برای نگهداری و پرورش حیوانات ساختهای.
اندر اینجا بر کلیم آمد ندا
از برای خلع نعلین از خدا
هوش مصنوعی: در اینجا صدایی به کلیم (موسی) از جانب خداوند آمد که دستور داد نعلین (کفشها) خود را درآورد.
بیتامل ترک استکبار کن
زود از این ارض مقدس بار کن
هوش مصنوعی: بدون درنگ از خودخواهی دست بردار و هرچه زودتر این سرزمین مقدس را ترک کن.
گر چنین میباشد ای اهل یقین
احترام خاک قبر مومنین
هوش مصنوعی: اگر چنین است ای اهل یقین، پس باید به خاک قبر مومنان احترام گذاشت.
پس چرا بر باد دادند اهل شام
حرمت نعش امام تشنه کام
هوش مصنوعی: چرا مردم شام به حرمت جسم امام تشنهکام بیتوجهی کردند و آن را به باد دادند؟
نور چشم مصطفی از صدر زین
جسم صد چاکش فتاد اندر زمین
هوش مصنوعی: نور چشم پیامبر از بالای عرش بر این جسم پر زخم و چاک، به زمین فرود آمد.
برد غارت دشمن بدگوهرش
هر لباسی داشت از پا تا سرش
هوش مصنوعی: دشمن بدی که ارزش ندارد، هر چیزی که به تن داشت را از پا تا سرش دزدید.
کار را بر جسم وی کردند تنک
هریک از ضرب عصا و چوب و سنگ
هوش مصنوعی: آنها با زدن چوب و سنگ و عصا، کار را بر بدن او دشوار و خونین کردند.
تا شود آگاه از سر دلش
زد سنان در پهلوی وی قاتلش
هوش مصنوعی: قاتل به پهلوی او ضربهای میزند تا از عمق دلش آگاه شود.
سجده گاه رحمه للعالمین
رنگ شد با سنگ از خون جبین
هوش مصنوعی: محل سجده پیامبر رحمت برای جهانیان، با خون پیشانیاش به رنگ سنگ درآمد.
شد چنان پیکان به نافش کارگر
کز کمرگاهش برون بنمود سر
هوش مصنوعی: پیکانی که به کمرش اصابت کرده، به گونهای شده که سرش از میان کمرش نمایان است.
روسیاهی دشمنی با حق نمود
چون قمر با تیغ فرقش شق نمود
هوش مصنوعی: دشمنی با حق باعث میشود که فرد مانند ماه که با تیغ مورد حمله قرار میگیرد، درخشش و زیبایی خود را از دست بدهد.
گشت افزون چو بلای پیکرش
شمر دون آمد به خنجر برسرش
هوش مصنوعی: افزایش یافت مانند بلایی که بر پیکر شمر نادان آمد و با خنجر بر سرش فرود آمد.
ساخت از نی راس آن بیاقربا
از قفا با یازده ضربت جدا
هوش مصنوعی: این بیت به معنای آن است که ساختن و شکل دادن به چیزی از نی، در حالی که از پشت به آن نگاه میشود و با یازده ضربه از هم جدا میشود. به عبارتی، به یک فرایند پیچیده و دقیق اشاره دارد که نیازمند دقت و توجه است.
تا که گردد میزبان راس وی
خولی بیدین سرش را زد به نی
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی به میزبانی برسد، فردی بیخود و بیدین به او آسیب میرساند.
بر سر وی کار را کردند سخت
گه به مطبخ بود گاهی بر درخت
هوش مصنوعی: در مورد او به شدت رفتار کردند، گاهی در آشپزخانه مشغول بود و گاهی بر درخت.
پس تلافی کرد اندر شهر شام
زاده هند از برای احترام
هوش مصنوعی: در شهر شام، فرزند هندی به خاطر احترام و ارج گذاری، تلافی و پاسخ دادی انجام داد.
ساخت در بزم شراب آن بیحیا
راس او را زینت طشت طلا
هوش مصنوعی: در میخانه و در میگساری، آن فرد بیشرم مشغول زیبایی بخشیدن به ظرف طلایی است.
عرش را چون فلک بیلنگر نمود
بسکه هتک حرمت آن سر نمود
هوش مصنوعی: عرش، که مانند آسمان بیپایه و اساس است، به قدری بیاحترامی شده که حرمت آن کاملاً شکسته شده است.
تا زند آتش به قلب زینبش
از غضب زد خیزران را بر لبش
هوش مصنوعی: به خاطر خشمش، با خیزران بر لب زینب، آتش به دلش میزند.
نیست یارای نوشتن خامه را
مختصر کن (صامت) این هنگامه را
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که در این موقعیت خاص، امکان نوشتن وجود ندارد و بهتر است هر چه میتوان به صورت مختصر بیان شود. به نوعی، نویسنده احساس میکند که شرایط اجازه تفصیل را نمیدهد و باید به سراغ کلمات کمتر و خلاصه خدمت آورد.