برگردان به زبان ساده
چون شد به دشتِ کربلا، آواره زینب
وقتِ اسیری با دلِ صدپاره، زینب
هوش مصنوعی: وقتی زینب در دشت کربلا سرگردان شد و به اسیری افتاد، دلش به شدت دچار ناراحتی و درد بود.
در قتلگه آورد رو، بیچاره زینب
گفتا سرِ نعشِ حسین، با شور و غوغا:
هوش مصنوعی: در میدان قتلعام، زینب بیچاره را آوردند و او با هیجان و فریاد گفت: "این سر نعش حسین است!"
(ای نورِ عینم، بیسر حسینم)
(ریحانهٔ زهرا و شمسِ مشرقینم)
هوش مصنوعی: ای نور چشمانم، من بیسرو سامانم، گل سرخی از زهرای پاک و خورشید دو مشرق هستی.
(ای نورِ عینم، بیسر حسینم)
هوش مصنوعی: ای نور چشمانم، من بدون تو مانند سر بیبدن هستم.
بازویِ زینالعابدین، اندر طناب است
از سوزِ تب، روز و شب اندر اضطراب است
هوش مصنوعی: بازوی زینالعابدین به خاطر تب و بیماری، در حالت ناتوانی و درد است و شب و روز در گرفتاری و ناراحتی به سر میبرد.
غمخواریِ بیمارِ تبدارت ثواب است
«صامت» کند زین غصه، مرگِ خود تمنا
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که در کنار یک بیمار تبدار باشد و به او دلجویی کند، در واقع کار با ارزشی انجام میدهد، اما از سوی دیگر، ممکن است از این غم و اندوه برای خود آرزو مرگ کند.
(ای نورِ عینم، بیسر حسینم)
(ریحانهٔ زهرا و شمسِ مشرقینم)
هوش مصنوعی: ای نور چشمانم، من بدون تو حسینی هستم، ای گل زهرا و شمشیر شرق و غرب.
(ای نورِ عینم، بیسر حسینم)
هوش مصنوعی: ای نور چشمانم، من بیسر حسینم.