برگردان به زبان ساده
رفتی و بردی ز دل، تاب و توانم علی
داغِ فراقِ تو زد، شعله به جانم علی
هوش مصنوعی: رفتی و دل و روح من را بیتاب کردی، علی. فراق تو به جانم آتش زده است.
(تازه جوانم علی، سروِ روانم علی)
هوش مصنوعی: من جوانی تازهنفس و شاداب هستم که مثل سرو، سرزنده و با روحیه هستم.
بعدِ تو امیدِ من، قطع شد از زندگی
داد فراقت به باد، نام و نشانم علی
هوش مصنوعی: بعد از تو امید من به زندگی قطع شد و جدایی تو، ذکر و یاد من را به باد داد.
(تازه جوانم علی، سروِ روانم علی)
هوش مصنوعی: من هنوز جوان هستم و همچون سرو، سرزنده و شادابم.
رفتی و از رفتنت، بابِ تو دلگیر شد
مادرت ای نوجوان، از غمِ تو پیر شد
هوش مصنوعی: تو رفتی و رفتن تو باعث ناراحتی و دلگیری مادر شده است. او از غم و اندوه تو به شدت دگرگون و پیر شده است.
در کفِ دشمن اسیر، پیرِ زمینگیر شد
هوش مصنوعی: یک فردی که به دام دشمن افتاده و در واقع تحت کنترل او قرار گرفته، به گونهای که دیگر قادر به حرکت و اقدام نیست و به نوعی به شکست و زمینگیر شدن دچار شده است.
دوریِ رویِ تو کرد، سیر ز جانم علی
(تازه جوانم علی، سروِ روانم علی)
هوش مصنوعی: فاصلهای که از تو دارم باعث ناهنجاری و اندوه من شده است. حضور تو برایم تازگی و جوانی میآورد. تو مانند سرو بلند و جذاب هستی که روح من را سرزنده میکند.
مانده به دل آرزو، تا که در این وادیات
پا کنم از رویِ مهر، حجلهگهِ شادیات
هوش مصنوعی: دل من پر از آرزو است؛ امیدوارم که روزی قدم به این وادی بگذارم و از روی مهر و محبت به جایگاه شادیات نزدیک شوم.
بهرِ تو بندم حنا، در شبِ دامادیات
هوش مصنوعی: در شب عروسیات، برای تو حنا میبندم.
داد که یک دم نداد، دهر امانم علی
(تازه جوانم علی، سروِ روانم علی)
هوش مصنوعی: سختیهای زندگی مجال نداد تا لحظهای آرامش پیدا کنم، اما به یاد تو جوان و شاداب هستم، مانند سرو که همیشه سرزنده و شاداب است.
ای گلِ باغِ حسین، اکبرِ نسرینعذار
دیدهٔ زینب بُوَد، بهرِ تو در انتظار
هوش مصنوعی: ای گل باغ حسین، نسرین زیبای چهره زینب به خاطر تو در انتظار است.
گریه کنم تا به کی، در غمِ تو زارزار؟
هوش مصنوعی: نمیدانم تا کی باید در غم تو اشک بریزم و دلسوخته شوم.
بیتو رَوَد بر فلک، آه و فغانم علی
(تازه جوانم علی، سروِ روانم علی)
هوش مصنوعی: بیتو در آسمان دل من پر از ناله و گریه است. علی، تو جوانی با طراوتی و به مانند درخت سرو، همیشه سرزنده و زیبا هستی.
سیر نگشته دلم، از رخِ زیبایِ تو
بابِ تو دارد هنوز، میلِ تماشایِ تو
هوش مصنوعی: دل من هنوز از تماشای چهره زیبای تو سیر نشده و همچنان اشتیاق دیدن تو را دارد.
خیز که تا بنگرم، بر قد و بالایِ تو
هوش مصنوعی: بیا بلند شو تا بتوانم بر قامت و زیبایی تو نگاه کنم.
آتشِ قلبِ کباب، تا بنشانم علی
(تازه جوانم علی، سروِ روانم علی)
هوش مصنوعی: علاقه و عشق من به علی آنقدر شدید است که میخواهم با دلدادگیام، آتش احساساتم را فرونشانم و در عوض تازگی و جوانی علی را به نمایش بگذارم. او برای من مانند درختی سرسبز و روان است که زندگی و نشاط را به وجودم میآورد.
خانهٔ صبرِ مرا، ساخته زیر و زِبَر
آنکه تو را ای پسر، تیغِ ستم زد به سَر
هوش مصنوعی: خانهای که من ساختهام، بر پایه صبر و تحمل است. اما این خانه به هم ریخته، زیرا تو، ای پسر، با ظلم و ستم به سرزمین من آسیب رساندهای.
تا ز سرت شد عیان، معنیِ شقالقمر
هوش مصنوعی: تا زمانی که مفهوم شقالقمر از ذهن تو خارج نشده و برایت روشن نشده است.
(تازه جوانم علی، سروِ روانم علی)
تنگ چو «صامت» شده، دل ز جهانم علی
هوش مصنوعی: من هنوز جوان و شاداب هستم، مانند سرو که سرسبز و بلند است. اما دلتنگ و غمگین شدهام و از این جهان دوری میجویم.