برگردان به زبان ساده
آشنا منما به گیسوی پریشانه شانه را
آگه از سر دل خلقی مکن بیگانه را
هوش مصنوعی: به کسی که با تو آشنا نیست، نگو که چطور باید به موهای درهم و برهم پرداخته شود، زیرا این کار میتواند به دلخوری مردم منجر شود.
دل به خال کنج ابرویت قانعت کرده است
مرغ من دیگر ندارد میل آب و دانه را
هوش مصنوعی: دل من تنها به زیبایی و خال کنج ابرویت رضایت داده است و دیگر مرغ من میلی به غذا و آب ندارد.
اشک چشمم باعث آبادی تن گشته است
ای که گفتی سیل ویران مینماید خانه را
هوش مصنوعی: عزیزم، اشک های من به جای تخریب، موجب سازندگی و زندگی دوباره شده است، همانطور که تو گفتی سیل ممکن است خانه را ویران کند.
آن که رسم شعله افروزی نشان شمع داد
شیوه پرسوختن آموختن او پروانه را
هوش مصنوعی: کسی که به شمع یاد داد چگونه بسوزد، به پروانه نیز یاد داد که چگونه عشق و سوز و گداز را تجربه کند.
من دل از کف داده محراب ابروی توام
بعد از این کاریندارم کعبه و بتخانه را
هوش مصنوعی: من به شدت تحت تاثیر زیبایی و魅بت ابروی تو قرار گرفتهام و از این به بعد هیچ اهمیتی به معابد و مکانهای مذهبی نمیدهم.
دل به زلف آخر از شور جنون پیوسته شد
آگهی لازم بود دیوانگری دیوانه را
هوش مصنوعی: دل به زلف معشوقه گرفتار شده و از عشق او دیوانه شده است. این دیوانگی نیاز به خبر و آگاهی دارد؛ یعنی انسان دیوانه عاشق باید بداند که در این عشق چه اتفاقی در حال افتادن است.
یک دم از راحت ندارم بهره گویا ریخته است
طرح ریز (صامت) از غم طرح این کاشانه را
هوش مصنوعی: مدتی است که آرامش ندارم، به نظر میرسد که دردی عمیق و غمانگیز زندگیام را زیر و رو کرده و گریبانگیرم شده است.