برگردان به زبان ساده
ما از دو کون پای به دامن کشیدهایم
در سایه محبت یاری خزیدهایم
هوش مصنوعی: ما از دو عالم جدا شدهایم و در سایه محبت دوستان خود آرامش یافتهایم.
آن بلبلیم ما که چو از بیضه درشدیم
بر شاخسار زلف نکویان پریدهایم
هوش مصنوعی: ما مانند بلبلانی هستیم که پس از خروج از تخم، بر شاخههای خوشبویان نشسته و سرود عشق میخوانیم.
ای باغبان برای گلی در بما مبند
آخر نه ما به گلشن تو نو رسیدهایم
هوش مصنوعی: ای باغبان، برای گلی در اینجا ما را حبس نکن. در نهایت، ما تازه به گلستان تو آمدهایم.
مائیم در ازل که پیام الست را
با گوش خویش از لب جانان شنیدهایم
هوش مصنوعی: ما از ابتدا وجود داریم و صدای پیام وظیفه را با گوش خود از دهان معشوق شنیدهایم.
زاهد دگر حدیث زانهار و سلسبیل
با ما بگو که طعم محبت چشیدهایم
هوش مصنوعی: ای ریزهخواران مذهب، دیگر از قصههای بهشت و نعمتهایش با ما سخن مگو، زیرا ما طعم عشق و محبت را چشیدهایم و حالا به چیزهای دیگر فکر میکنیم.
بر چشم شیخ وسوسه آمد به روزگار
نقشی که ما در آئینه جام دیدهایم
هوش مصنوعی: در روزگاری که ما تصاویری را در آینه مشاهده کردهایم، تردید و نگرانی به چهره شیخ افتاده است.
ساقی بط شراب بیاور که خستهایم
ما از عدم به ساحت امکان دویدهایم
هوش مصنوعی: ای ساقی، شراب بیاور که ما از بیحالی و عدم خسته شدهایم و برای رسیدن به جهان وجود تلاش کردهایم.
خوشتر به روز مرگ چه باشد به ما کفن
زان پیرهن که در شب هجران دریدهایم
هوش مصنوعی: بهتر از این نیست که روز مرگ ما، کفنی از همان پیراهنی که در شب جدایی و دلتنگی پاره کردهایم، داشته باشیم.
خوش در خطای عشق غزالانه (صامتا)
از دام کید زاهد و عابد رمیدهایم
هوش مصنوعی: در عشق با زیبایی و چالاکی مثل غزال به خطا میرویم و از دام نیرنگ زاهدان و عابدان دور شدهایم.