برگردان به زبان ساده
تورا چون جمع شد امروز، اسبابِ توانایی
چرا غافل ز اوضاعِ پریشانیِ فردایی؟
هوش مصنوعی: امروز که امکانات و توانمندیها برایت فراهم شده است، چرا از وضعیت نامناسب و نابسامان فردا غافلی؟
جهان و استراحت، صحبتِ سنگ و سبو باشد
چرا بر شیشهٔ غفلت، فکندن سنگِ دانایی؟
هوش مصنوعی: زندگی در جهان و آسایش، بیشتر به گفتوگو و تعاملات ساده و بیپیرایه وابسته است. چرا باید کسی که به دانایی و علم رسیده است، از طریق سنگ بر شیشه نادانی ضربه بزند و آسیب برساند؟
جهان چون خانهٔ زنبور، پر نیش است و نوش وی
تو گویی معدنِ قند است یا دکانِ حلوایی
هوش مصنوعی: دنیا همچون خانهای پر از زنبورهای عصبانی است و شیرینیاش به مانند قند است، همانطور که یادآور یک عالم ش sweetness است.
به غرقابِ فنا افتاده و، بازیچه پنداری؟
به گردابِ هلاکت اندرو، گرمِ تماشایی؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زیبایی و ارزش زندگی در حال از بین رفتن است و ما تنها به عنوان تماشاگرانی بیتأثیر در این وضعیت حضور داریم. در این شرایط خطرناک و پیچیده، ما باید توجه کنیم که زندگیمان مانند یک بازیچه در دستان سرنوشت است.
به افسونِ عجوزِ دهر، دل را کردهای مایل؟
تویی چون کودکِ نادان و، او رندیست هرجایی
هوش مصنوعی: به دام فریبهای زمانه، دل به سمت تو کشیده شده است، مانند کودکی نادان که در هر مکان دستخوش جادوگری است.
پیِ سودا در این بازار، از سود و زیان بگذر
مگر آسوده در منزل، از این بازار بازآیی
هوش مصنوعی: در این بازار، برای دنبال کردن آرزوها و سوداها نباید به غم و اندوه دیگران توجه کنی. باید از مشکلات و سختیها بگذری تا در نهایت بتوانی به آرامش و آسایش در خانه خود برگردی.
چو اسبابِ شنایَت نیست، در قُلزم مکن مأوا
شناگر میتواند غوطهور گشتن به دریایی
هوش مصنوعی: اگر وسایل لازم برای شنا کردن در دریا وجود ندارد، بهتر است به آن دریا نروی. اگر امکانش نیست که به عمق آب بروی، بهتر است در آنجا نمانی.
بُوَد وقتِ رحیل و، توشهی بسیار بایستی
که بیپایان بُود در پیش، راه دور صحرایی
هوش مصنوعی: زمان خداحافظی فرا رسیده و باید مقدار زیادی بار و توشه همراه خود داشته باشی، چرا که در مسیری طولانی و بیپایان در پیش رو خواهی داشت.
برو در سایهٔ نخلِ امیدی، جا و مأوا کن
که چینی میوهٔ عزت، از او بینخل، خرمایی
هوش مصنوعی: به دنبال جایی آرام و مطمئن برو که در آن بتوانی با امید و انتظار زندگی کنی، زیرا برای رسیدن به موفقیت و افتخار، به حمایت و پشتیبانی نیاز داری، همانطور که درخت نخل، میوههای شیرینش را به ثمر میآورد.
چراغی برفروزان به مِشکوةِ دل ای غافل
که از دامنفشانیهایِ جهلش، نیست پروایی
هوش مصنوعی: ای غافل، چراغی روشن کن در دل که این روشنایی میتواند راهی به سوی دانایی باشد. تو از عواقب نادانیات بیخبر هستی و هیچ اهمیتی به آن نمیدهی.
چراغِ چشمِ عالم کیست، جز نوباوهٔ آدم؟
علی دامادِ احمد، محرمِ اسرارِ یکتایی
هوش مصنوعی: چراغ چشم عالم چه کسی است جز فرزند آدم، علی که داماد احمد و محرم راز یکتایی است.
نبودی گر وجودش، ریشهی بار و برِ هستی
نبود عالم، نبود آدم، نه دنیایی، نه عقبایی
هوش مصنوعی: اگر او وجود نداشت، ریشهٔ روزی و محصولات نبود و در نتیجه، جهانی وجود نداشت، نه انسان بود و نه دنیا و نه آخرت.
به همره داشت گردی، از سرِ کویش که عیسی را
مخلّع گشت سر تا پا، به تشریفِ مسیحایی
هوش مصنوعی: او گردی از سر کوی محبوب به همراه داشت، که عیسی در تمام وجودش به شکلی زیبا و مسیحایی تغییر یافت.
اگر مهرش نبُد مشّاطه، رویِ ماهرویان را
عروسِ حُسن ننهادی، قدم در مُلکِ زیبایی
هوش مصنوعی: اگر عشق او نبود، زیباییهای روی ماهروها نیز نمیتوانستند زینتبخش عروسی باشند و قدم به سرزمین زیبایی نگذارند.
اگر در گردشِ لیل و نهار، او نهی فرماید
کلیدِ روز و شب را گم کند، این چرخِ مینایی
هوش مصنوعی: اگر در جریان شب و روز هدفی مشخص نداشته باشی، ممکن است در مدیریت زمان و زندگیات دچار سردرگمی شوی و کلید کنترل روز و شب را از دست بدهی.
اگر دربانش از شاهان، نماید منعِ فیروزی
اگر دارا بُود، دیگر نبیند رویِ دارایی
هوش مصنوعی: اگر دربان، خوشبختی را از کسانی که دربار دارند، دور کند، حتی اگر فردی ثروتمند باشد، دیگر هرگز خوشبختی را نخواهد دید.
بنوشد آبِ شور از چشمِ صیادان ز عدلِ وی
به شورستان گذارد پا، اگر آهویِ صحرایی
هوش مصنوعی: از چشمان شکارچیان، به خاطر عدل و انصاف او، آمیغی از آب شور مینوشد و اگر آهو از دشتها گذر کند، به شهر خواهد آمد.
به روزِ «لافتیٰ الّا علی»، گردید حق ظاهر
وگرنه بود کی اصلاً، بروزِ «لا» و «الّا»یی؟
هوش مصنوعی: در روزی، درخشش حقیقت نمایان شد و اگر این اتفاق نمیافتاد، هیچگاه مقام عالی و بینظیر آشکار نمیشد.
زهی شاهی که فردِ انتخابِ دفترِ هستی
به نامِ نامیاش، از بندگی گردیده طغرائی
هوش مصنوعی: عجب است شاهی که سرنوشت انسانها را رقم میزند و به خاطر نام بزرگش، بندگی او را به نشانی از افتخار میدانند.
دو بیت از گفتهٔ «مجذوب» سازم زیبِ این خامه
ولی اندر علوِّ رتبه، صد چندان تو بالایی
هوش مصنوعی: من میتوانم با این قلم دو بیت زیبا بنویسم، اما در مقام و جایگاه تو، ارزش و بزرگیات به قدری بالاست که هزاران بار از این زیباییها بیشتر است.
«تویی آن نقطهٔ بالایِ فاءِ فوقِاَیدیهم
که در وقتِ تنزل، تحتِ بسمالله را بائی»
هوش مصنوعی: تو آن نقطهای هستی که در بالای حرف "ف" قرار دارد و در زمانی که بر آسمان نازل میشود، زیر "بسم الله" قرار میگیری.
نُبُد گر پایِ لغزش در میان، البته میگفتم
که در حقّت نصیری زد، کلامِ پابرجایی
هوش مصنوعی: اگر در میان لغزشها پا نمیگذاشتی، بیشک میگفتم که در حق تو سخن ثابت و استواری گفته شده است.
تو دارای نعیمِ نعمت خوانِ «فَرَضنا»یی
تو دارایِ سریرِ رتبتِ «سرّ فَاوحی»ئی
هوش مصنوعی: تو دارای نعمتهای فراوانی هستی و به مقام والایی دست یافتهای.
تو ممدوح و خدا مادح، خطاب «اِنَّما» شأنی
ز حق مَنصوص نص آیهی «اِنّا فَتَحنا»یی
هوش مصنوعی: تو مورد ستایش و مدح خداوند هستی و خداوند هم تو را میستاید. به طور روشن در آیهای آمده است که ما در برابر تو گشایش و پیروزی را فراهم کردیم.
زبانِ وحیِ یکتایی و از برهانِ این معنی
که همدم با کلیمالله، اندر طورِ سینایی
هوش مصنوعی: زبان وحی نشاندهنده یکتایی خداوند است و برهانی بر این معناست که حضرت کلیم الله (موسی) در کوه سینا با او همنشین بوده است.
به عجزِ خویشتن شد معترف «صامت» ز مدحِ تو
که نبوَد خامه را در وادیِ تحریر، یارایی
هوش مصنوعی: به ناتوانی خود اعتراف کرد (صامت) از ستایش تو، زیرا قلم در عرصه نگارش توانایی لازم را نداشت.
الا تا هست از خطِ شعاعی، در جهان جدول
زِ مهرِ چهرِ رخشانت، سحر در عالمآرایی
هوش مصنوعی: تا زمانی که در جهان خطی از شعاع وجود دارد، و چهرهی زیبای خورشید هر صبح در عالم خود را به نمایش میگذارد، در این عالم تزیین و زیباسازی وجود دارد.
تنِ اعدایِ تو، مانندِ قارون در زمین پنهان
هواخواه تو را، سر بگذرد از خِنگِ خضرایی
هوش مصنوعی: تن دشمنان تو مانند قارون در زمین مدفون است، و کسی که در دلش محبت توست، به خاطر تو از این زندگی راحت و خوشحال خواهد گذشت.