برگردان به زبان ساده
ای سَروَری که مدحسرایی برایِ تو
کرده به آیه آیهی قرآن، خدایِ تو
هوش مصنوعی: ای سروری که من در وصف تو، به زیبایی و نیکی به آیههای قرآن اشاره کردهام.
باشد مُعیندفترِ آزادیِ سَقَر
روزِ حساب، دفترِ مدح و ثنایِ تو
هوش مصنوعی: امید است که در روز حساب، دفتر آزادی تو برای مدح و ثنای تو راهنمایی کند و به ما کمک کند.
کارِ نبی ز مهرِ نبوت گرفت سر
از دستِ قدرتِ تو و از نقشِ پایِ تو
هوش مصنوعی: کار پیامبر از عشق و محبت به مقام نبوت شکل گرفت و این موفقیت، تحت تأثیر قدرت تو و نشان قدم تو بود.
تا روزِ رستخیز، نخواهد شدن تمام
توصیفِ زور و پنجهی خیبرگشایِ تو
هوش مصنوعی: تا روز قیامت، هیچ توصیفی برای قدرت و دلیری تو کافی نخواهد بود.
از یُمنِ مولدِ تو، حرم گشت محترم
شد باصفا زمینِ صفا از صفایِ تو
هوش مصنوعی: به برکت وجود تو، زمین به مکانی محترم و زیبا تبدیل شد و سرزمینها با نور و صفای تو زینت یافتند.
از خوفِ هولِ روزِ جزا، آورَد پناه
افرادِ ممکنات به ظلِّ لوایِ تو
هوش مصنوعی: در روز وحشتناک قیامت، مردم از ترس به سایه تو پناه میآورند.
آدم ز فیضِ قربِ جوارِ تو یا علی
شد عاقبتبهخیر، چو نوح از نوایِ تو
هوش مصنوعی: انسان به برکت نزدیک شدن به جواهر وجود تو، ای علی، به آرامش و نیکبختی رسید. مانند نوح که با ندای تو جان تازهای گرفت.
دارد هنوز زمزمهی آفرین به لب
مرحب ز زور و بازویِ خیبرگشایِ تو
هوش مصنوعی: صدای ستایش و تحسین هنوز بر لبها جاری است، مرحب، به خاطر قدرت و نیروی تو در میدان خیبر.
هر کس که میرود ز جهان وقتِ احتضار
جانِ عزیزِ خویش نماید فدایِ تو
هوش مصنوعی: هر فردی که به مرگ نزدیک میشود، در آخرین لحظات زندگیاش به یاد تو و محبتهایت میافتد.
از چه نیامدی ز نجف سویِ کربلا؟
وقتِ شهادتِ شهِ بیاقربایِ تو
هوش مصنوعی: چرا در زمان شهادت امام حسین (ع) از نجف به کربلا نیامدی، در حالی که او بدون نزدیکانش راهی این میدان شد؟
تا بنگری چگونه بُرَد شمر از قفا
سر از تنِ حسین، شهِ سرجدایِ تو
هوش مصنوعی: نگاه کن که چگونه شمر سر حسین، فرزند پیامبر، را از پشت رنج و درد برید.
تا بنگری چگونه کند عجز و التماس
در پیشِ شمر، زینبِ بیآشنایِ تو
هوش مصنوعی: بنگر چگونه ضعف و درخواست از شمر، که برای زینب بیخبر است، بروز میکند.
چون شمر کرد جا به سرِ سینهی حسین
خالی به دشتِ کربوبلا بود جایِ تو
هوش مصنوعی: وقتی شمر جایش را روی سینه حسین گذاشت، در دشت کربلا، جای تو خالی بود.
خولی نهاد بر سرِ خاکسترِ تنور
رأسِ حسینِ تشنهلبِ باوفایِ تو
هوش مصنوعی: خولی بر روی خاکستر آتش تنور، سر حسین تشنه لب را گذاشت و به وفاداری تو اشاره کرد.
آخِر ز بیوفاییِ کوفی به رویِ خاک
خاکستری شد آینهی حقنمایِ تو
هوش مصنوعی: در پایان کار، چهرهات در خاک خاکستری نمایان میشود و حقیقت وجود تو به نمایش درمیآید.
گویم ز دستِ بستهی کلثوم در طناب؟
یا طوقِ ظلم و گردنِ زینالعبایِ تو
هوش مصنوعی: میگویم از دست بسته کلثوم که در بند ظلم و در زنجیر گردن زین العباس تو است.
شاها به وقتِ مرگ، دلِ «صامتِ» حَزین
باشد در انتظارِ امیدِ لقایِ تو
هوش مصنوعی: ای سلطانی که در هنگام مرگ، دل خاموش و غمگین است و در انتظار ملاقات توست، احساس میکند.