برگردان به زبان ساده
هر که را خواهند در حشمت، سلیمانش کنند
باید اول خاکِ پایِ شاهِ مردانش کنند
هوش مصنوعی: هر کسی را که بخواهند در مقام و بزرگی مانند سلیمان قرار دهند، باید ابتدا humble و زیر دست بزرگمردان و شخصیتهای بزرگ قرار بگیرد و از آنها یاد بگیرد و خدمت کند.
آنکه شاهانِ جهان، با تخت و تاجِ سروری
آرزویِ آستانبوسی ز دربانش کنند
هوش مصنوعی: کسی که پادشاهان دنیا برای رسیدن به مقام والایش و احترام به او آرزو میکنند که به درگاهش بیایند و خدمتش کنند.
آن خداوندی کز او، از بس خدایی دیدهاند
فرقهای تهمت بر او بندند و یزدانش کنند
هوش مصنوعی: خداوندی را که به خاطر زیادی بزرگی و ویژگیهایش، گروهی به او اتهام میزنند و او را به نادرستی مورد انتقاد قرار میدهند.
آنکه هنگامِ سواری، در فلک، فوجِ مَلَک
ماه را نعلِ سَمَندِ برقجولانش کنند
هوش مصنوعی: کسی که در هنگام سوار شدن بر آسمان، گروهی از فرشتگان را که به شکل ماه هستند، به عنوان زین بر سم اسبش میگذارد و در حال تاخت و تاز است.
لافِ یکرنگی چو زد با قنبرش، خورشید را
تا ابد هر شب، بدین عصیان به زندانش کنند
بیت، حُسن تعلیل دارد.
آنکه در مرحبکُشی، گیرد چو تیغِ سَرفشان
بالِ جبریلِ امین را، فرشِ ایوانش کنند
هوش مصنوعی: کسی که در خوشآمدگویی به دیگران مهارت داشته باشد، به مانند تیغی که در دست سرافرازان است، بالهای جبرئیل امین را به عنوان فرش در مقابلش قرار میدهند.
صالح و شیث و شُعیب و هود و داودِ نبی
جمله کسبِ معرفت اندر دبستانش کنند
هوش مصنوعی: صالح، شیث، شعیب، هود و داود، پیامبران بزرگ خدا هستند که همگی در جستجوی دانش و فهم بیکران در مکتب الهیاش تلاش کردند.
هفتاِیوانش، کلاهِ مِهر و مَه از سَر فِتَد
سر به بالا چون برایِ سیرِ ایوانش کنند
هوش مصنوعی: هفت ایوان این بنا زیر نور خورشید و ماه میدرخشد و به بلندای آسمان میرسد، و وقتی که به دلفریبی و زیباییاش نگاه میکنند، سیر و سلوک در این مکان آغاز میشود.
نیست واجب، نیست ممکن، بلکه اندر عقل و نقل
نی همین و نی همان، هم این و هم آنش کنند
هوش مصنوعی: اینجا به این موضوع اشاره میشود که بعضی چیزها نه الزامی هستند و نه ممکن، و در ذهن و فهم ما هم نه به طور کامل قابل درک هستند. همچنین بیان میشود که هم ممکن است برخی چیزها را انجام دهند و هم همانطور که ممکن است، میتوانند تأثیرات متفاوتی داشته باشند.
یک جو از مِهرِ علی آید فزون اندر عیار
با عبادتهایِ کونِین، ار که میزانش کنند
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم درکی از عشق و محبت به علی داشته باشیم، باید بدانیم که حتی یک ذره از این محبت، ارزش و برتری بیشتری نسبت به تمام عبادتهای موجود در عالم دارد، اگر بخواهند آن را بسنجند.
دردمندان را سَرِ کویش نه گر دارالشفاست
حیرتم آن درد را پس با چه درمانش کنند!
هوش مصنوعی: کسانی که در رنج و درد هستند، وقتی به خانهی دلدار میروند، اگرچه آن مکان میتواند درمانی باشد، من تعجب میکنم که پس این درد را چگونه میتوانند درمان کنند.
پیکری باریک گردد در عبادت گر چو مو
بیولایش، هیزمِ نیرانِ سوزانش کنند
هوش مصنوعی: انسانی که در عبادت و بندگی خداوند تلاش میکند، حتی اگر جسمش لاغر و ضعیف باشد، میتواند با عشق و devotion خود، آتش عشق و محبت را در دل خود زنده نگه دارد و از آن بهرهمند شود.
حَبّهای از حُبِّ وی، گر در دلِ کافر بُوَد
در قیامت، قاسمِ فردوس و نیرانش کنند
هوش مصنوعی: اگر در دل کافری هم دانهای از محبت خدا باشد، در قیامت او را به بهشت و جهنم میبرند.
چرخ اگر خواهد نباشد خم چو در تعظیمِ او
طوقِ لعنت در گلو مانندِ شیطانش کنند
هوش مصنوعی: اگر دنیای چرخان وجود داشته باشد، نباید هیچگاه به خاطر آن سر فرود آورد. کسانی که چنین کنند، محبت و احترام به آن دنیای فانی، همانند لعنتی در گلویشان خواهد بود و به مانند شیطان مجازات خواهند شد.
تا چه خواهد کرد با آنان که اندر کربلا
در عزایِ نورِ عینِ خویش گریانش کنند
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به افرادی است که در واقعه کربلا، در سوگ و اندوه امام حسین (نور عین) میگریند و پرسش این است که خداوند چه واکنشی به این افراد خواهد داشت. این جمله نشان دهنده عمق احساس و وفاداری به امام حسین و اهمیت این واقعه در دل های مؤمنین است.
از جفا یعنی حسینش را به دشتِ کربلا
میهمان سازند و پس لبتشنه قربانش کنند
هوش مصنوعی: حسین، با بیرحمی در دشت کربلا پذیرایی میشود و پس از آن در حالی که تشنه است، قربانی میشود.
آنکه شد اسلام از شمشیرِ بابش کامیاب
کشتهیِ شمشیرِ قومِ نامسلمانش کنند
هوش مصنوعی: کسی که به واسطهی شمشیر پدرش به اسلام گروید، هنگام مرگ در میان کشتگان قوم غیرمسلمانش قرار میگیرد.
آنکه خورده شیرهیِ جانِ نبی را جایِ شیر
سیر از جان، در عزایِ نوجوانانش کنند
هوش مصنوعی: آنکه ویژگیهای برتر پیامبر را گرفته، حالا در عزای نوجوانانش، سعی دارد جانش را از شیرینی زندگی بگیرد و در سوگ آنان غمگین باشد.
آن سری کاندر سرِ دوشِ نبی میکرد جا
جایِ حرمت، در تنورِ خاک پنهانش کنند
هوش مصنوعی: سری که بر دوش پیامبر قرار داشت، باید در دمای شدید، با احترام در تنور خاک پنهان شود.
هیچکس نشنیده شاهی را لبِ عطشان کُشند
پس به نوکِ سِپَر، چون ماهِ تابانش کنند
هوش مصنوعی: هیچکس تا به حال ندیده که شاهی را در حال تشنگی به زحمت ببرند و سپس با طلا و جواهرات مانند ماه درخشانش کنند.
هیچکس نشنیده جسمِ بیسری را بعدِ قتل
از سُمِ اسبِ ستم، با خاک یکسانش کنند
هوش مصنوعی: هیچکس تا به حال نشنیده که بعد از قتل، جسمی بدون سر را بهوسیله سم اسبها به خاک یکسان کنند.
کشته بسیار است اما کشتهای را کَس ندید
بعدِ کُشتن، رویِ خار و خاره عریانش کنند
هوش مصنوعی: بسیاری به قتل رسیدهاند، اما هیچکس بعد از کشتن، شاهد برهنه کردن جسد آنها بر روی اشیاء تیز و خاردار نشده است.
با همه احسان که در حقِ یتیمان کرده بود
نیلی از سیلی، رُخِ اطفالِ وِیلانش کنند
هوش مصنوعی: با وجود تمام محبتها و خوبیهایی که به یتیمان میکردند، بچههای بیسرپرست همچنان میتوانند او را اذیت کنند.
کس ندیده رأسِ شاهی را میانِ طشتِ زر
خیزران را آشنا با دُرجِ دندانش کنند
هوش مصنوعی: هیچکس مشاهده نکرده است که چه طور سر شاهی را درون ظرفی از طلا قرار دهند و نیهای خیزران را با درد دندان آشنا کنند.
در جهان نشنیدهام «صامت» که چون زن شد اسیر
همچو زینب، فرقِ عریان سنگبارانش کنند
هوش مصنوعی: در دنیا هرگز نشنیدهام که وقتی زنی به اسیری گرفته میشود، مانند زینب، سرش را بدون پوشش و با سنگ مورد ضرب و شتم قرار دهند.