برگردان به زبان ساده
شهی که محضِ وجودش بنایِ عالم شد
ز حکمِ اوست که بنیانِ شرع، محکم شد
هوش مصنوعی: سلطانی که به خاطر وجودش جهان شکل گرفت، بر اساس فرمان او است که اساس قوانین و اصول محکم گردید.
به آبیاریِ تیغش ز خونِ گمراهان
بهارِ گلشنِ شرعِ رسول، خرّم شد
هوش مصنوعی: به وسیله خون کسانی که گمراه شدهاند، شمشیرش مانند آبیاری عمل کرده و باعث رشد و شکوفایی گلهای باغچه دین پیامبر شده است.
هزار بار به کعبه، نجف شرف دارد
که خاکِ تربتِ پاکش مطافِ آدم شد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هزاران بار از خانه خدا (کعبه) مهمتر و با ارزشتر، مکانهای مقدسی است که در نجف وجود دارد. زیرا خاک تربت امام علی (ع) آنقدر با ارزش است که محل زیارت و توجه آدمیان قرار گرفته است.
نشانِ عرش چه پُرسی از او، که پنجهی او
نخست بانی و بنّایِ عرشِ اعظم شد
هوش مصنوعی: از کسی که به مقام عالی رسیده، نپرس که نشانههای آسمان چیست؛ چرا که او خود با قدرت و توانش نخستین کسی بود که آسمان را بنا کرد.
ز جَزم و عزمِ جنابش بُوَد که در خلقت
چهار عنصرِ با اختلاف، همدم شد
هوش مصنوعی: به خاطر وجود و اراده او بود که در آفرینش چهار عنصر با هم تفاوت و تنوع پیدا کردند.
ظهورِ نورش اگر زَ انبیا مؤخر شد
پس از نبی به همه انبیا مقدم شد
هوش مصنوعی: اگر نور او بعد از پیامبران ظاهر شد، اما بعد از پیامبر به تمام پیامبران دیگری که آمدهاند، برتری دارد.
نظر به مصحفِ دادار و فیضِ «کَرَّمنا»
از اوست زادهیِ آدم اگر مُکَرَّم شد
هوش مصنوعی: با نگاه به کتاب خدا و نعمتهای او، انسان به خاطر کرامت و ارزشش به دنیا آمده است.
قوامِ مُلکِ سلیمان که بود از خاتم
از او بپرس که، نامِِ که نقشِ خاتم شد؟
هوش مصنوعی: قدرت و استحکام حکومت سلیمان به خاطر چه چیزی بود؟ از آن انگشتر بپرس که نام چه کسی بر آن نقش بسته است.
عدم، وجود شد از آن زمان که میمِ عدم
ز لطفِ دوست، به واوِ وجودِ او خم شد
هوش مصنوعی: از زمانی که وجود خداوند به واسطه لطف و محبت او آغاز شد، عدم و نیستی از بین رفت و همه چیز وجود پیدا کرد.
ولی دریغ که اندر نماز، وقتِ سجود
شکسته فرقِ وی از تیغِ ابنِملجم شد
هوش مصنوعی: متاسفانه در لحظهای که به سجده میرفت، سر او به دست ابن ملجم که با تیغ به او حمله کرده بود، شکسته شد.
رُخی که بُد ز شرف، اشرف از کلامالله
ز خونِ جبههیِ نورانیاش، مترجم شد
هوش مصنوعی: چهرهای که به خاطر شرافتش از کلام الله نورانی شده، به گونهای است که آثار خون جبهه بر آن نمایان است.
از این گناه که سر زد ز ناخلف پسری
به ناله، آدم و حوا قرینِ ماتم شد
هوش مصنوعی: به خاطر گناهی که فرزند نادرستی مرتکب شد، نالههای آدم و حوا سبب غم و اندوه فراوانی گردید.
نبود بس به حسن دردِ داغِ بیپدری؟
چگونه آبِ روان در گلویِ او سم شد؟
هوش مصنوعی: در غیاب پدر، چطور میتوان زیبایی را تجربه کرد در حالیکه درد و رنج به شدت احساس میشود؟ مثل اینکه آب زنده و در حال حرکت، در گلوی او مانند زهر عمل میکند.
هزارپاره جگر شد اگر حسن از زهر
حسین، که آبِ وی از اشکِ چشمِ پُرنم شد
هوش مصنوعی: اگر حسن به خاطر زهر حسین هزار تکه از دلش شود، آب او از اشک چشم پر میشود.
ز سوزِ «العطشِ» کودکانِ شاهِ شهید
جنابِ فاطمه چون مویِ خویش درهم شد
هوش مصنوعی: به خاطر شدت تشنگی بچههای شاه شهید، حضرت فاطمه نیز مانند موی خودشان بهم ریخته و مضطرب شدهاند.
تو ای فرات! ندادی چرا به اصغر، آب؟
از آب خوردنِ اعدا، مگر ز تو کم شد؟
هوش مصنوعی: ای فرات، چرا به اصغر آب نداد که دشمنان به تو آسیبی بزنند؟ آیا با دادن آب به او چیزی از تو کم میشود؟
نبود «مِهر» چو مَحرم به سایهیِ زینب
به دستِ کوفی و شامی چگونه مَحرم شد؟
هوش مصنوعی: وقتی محبت و دوستی وجود ندارد، چگونه ممکن است کسی به سایه زینب (س)، که محرم و نزدیک به اوست، دسترسی پیدا کند، در حالیکه او در میان کوفیان و شامیان است؟
تنی که داشت به دوشِ نبی مکان، آخر
ز سُمِ اسب، «مترجم» چه «اسمِ اعظم» شد!
هوش مصنوعی: بدنی که بار پیامبر را به دوش داشت، به مقصد نهایی رسید و به کجاوهی حیات حقیقی تبدیل شد. ناجی و راهگشای بزرگ معنوی، در نتیجهی آن عظمت بدل به نام بزرگ و مقدس شد.
برای داغِ علیاکبرش که در دل بود
سنان و خولی و تیرِ سهشعبه مَرهم شد!
هوش مصنوعی: برای درد و زخم دلش به خاطر از دست دادن علی اکبر، تیرهای سنان و خولی مثل مرهمی شدند.
بس است «صامت» از این شرحِ غم، که تا صفِ حشر
فلک به لرزه، ملایک به ناله همدم شد
هوش مصنوعی: کافی است از بیان این همه غم و اندوه، زیرا که حتی در روز قیامت، فرشتگان هم تحت تأثیر آن به لرزه درمیآیند.