برگردان به زبان ساده
مردی فقیر و دردمند است در بحر گوی و چوگان مولانا عارفی مثنوی گفته این چند بیت در صفت حسن از آن کتاب است :
هوش مصنوعی: مردی بیچاره و غمگین وجود دارد که در شعرهای مولانا به عنوان گوی و چوگان شناخته میشود. او در کتاب مثنوی، چند بیت زیبا درباره زیبایی و صفات آن سروده است.
افروخته همچو سرو قامت
و زهر طرفی از او قیامت
هوش مصنوعی: به زیبایی و شکوه او همانند درخت سرو است، و از هر طرف که به او نگاه کنی، گویی طوفانی بر پا شده است.
از کاکل آن مه دل افروز
درهم شده عاشق سیه روز
هوش مصنوعی: از موهای آن یار زیبا، دل آشفته و عاشق که در غم و اندوه است، به هم ریخته و پریشان شده است.
برهم زده کاکل مرقع
بر چهره ی مه فکنده برقع
هوش مصنوعی: موهای درهم و برهم مانند رنگینکمان بر چهرهی زیبای معشوق پوشانده شده است.
از پرتو آفتاب رویش
زرین شده رشته های مویش
هوش مصنوعی: موهای او از نور آفتاب درخشان و طلایی شده است.
چوگان دو زلف آن جفا جوی
هر سوی دلی ربوده چون گوی
هوش مصنوعی: دو زلف آن معشوقه که در بیوفایی میتازد، هر طرف دلی را به ترفند خود مانند یک توپ جذب کرده است.
چشمش بکرشمه برده دلها
هر گوشه از او هزار غوغا
هوش مصنوعی: چشمهای او به قدری دلربا و جذاب است که دلها را در هر گوشهای به تلاطم و آشفتگی واداشته است.
هر سوی که یک نگاه میکرد
صد عاشق بیدل آه میکرد
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکرد، صدها عاشق دلباخته با حسرت و اندوه آه میکشیدند.
لعل لبش، آب زندگانی
گفتار، حیات جاودانی
هوش مصنوعی: لبهای سرخ او مانند سنگی قیمتی هستند و سخنانش مانند آب حیات، زندگی را جاودان میسازد.
برگرد لبش خط چو ریحان
خضر است و کنار آب حیوان
هوش مصنوعی: لبان او به زیبایی خطی است که در کنار گیاه خوشبو و سبز ریحان قرار دارد و در نزدیکی آب حیات قرار گرفته است.
خطش که دمیده گرد رخسار
مانند بنفشه است و گلزار
هوش مصنوعی: خط او بر چهرهاش مانند گل بنفشه است و زیباییاش به گلزار میماند.
تا بر گل تازه مشک تر ریخت
صد فتنه ز هر طرف برانگیخت
هوش مصنوعی: وقتی که عطر مشک بر روی گل تازه پاشیده شد، هر سو ناآرامی و آشوبی به پا شد.
آن گوی ذقن کسی که دیده
چون گوی دمی نیارمیده
هوش مصنوعی: کسی که مانند گوی دمی در چهرهاش شعف و شادی ندارد، مجالی برای خوشحالی و سرگرمی به من نمیدهد.
صدره پی گوی آن زنخدان
پشت مه بدرگشته چو گان
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این بیت به زیبایی و جذابیت یک نفر اشاره دارد. در آن، صورت و چهره مانند ماه زیبا توصیف شده و زلفهای او به عنوان ویژگی خاصی که توجه را جلب میکند، توصیف میشود. در کل، شاعر به لطافت و زیبایی ظاهری آن شخص میپردازد.