برگردان به زبان ساده
شاعری بهتر از او از شهر مذکور پیدا نشده از بسکه خیال میکند خللی در دماغ او پیدا شده طالبعلمی خوبست و در معما و عروض وقوفی تمام دارد و خصوصا در فن قصیده قرینه ندارد این چند مطلع و غزل از اوست :
هوش مصنوعی: شاعر بهتری از او در آن شهر پیدا نشده است؛ زیرا او به شدت فکر میکند که دچار مشکل ذهنی شده است. او دانشآموز خوبی است و در معما و عروض تسلط کافی دارد و بهخصوص در فن قصیده نظیر ندارد. این چند مطلع و غزل از اوست:
چشم تو باز بسوی من بد نام نشد
سگ آن آهوی چشمم که بکس رام نشد
هوش مصنوعی: چشم تو به سمت من نگاه میکند، اما باعث بدنامی من نشد. همچنان که آن آهوی زیبا هرگز به آرامش نرسید و در کنار من قرار نگرفت.
روز ما و گوشه ی اندوه با سودای خویش
شب بگرد کوی یار و دردمندیهای خویش
هوش مصنوعی: روزها را با غم و اندوه خود سپری میکنم و شبها در کوی دوست پرسه میزنم و به دردهایم میاندیشم.
آنرا که مثل نیست رخ لاله رنگ تست
و آنرا که رحم نیست دل همچو سنگ تست
هوش مصنوعی: شخصی که مانند تو نیست، چهرهاش همچون گل لاله زیباست و کسی که بیرحم باشد، دلش مانند سنگ سخت است.
ای لبت در خاصیت با چشمه حیوان یکی
با شکست زلف تو عهد تو را پیمان یکی
هوش مصنوعی: لب تو در زیبایی همچون چشمهای زنده است و با شکستگی زلفت، وعده و توافق تو را بر هم میزند.
چون ز رسوایی برون آیم من مست خراب
سینه پر داغ ملامت خرقه پر داغ شراب
هوش مصنوعی: زمانی که از رسوایی و شرم بیرون میآیم، در حالی که دلم پر از آتش ملامتهاست و پوششم پر از نشانههای شراب است.
شد سیه عالم بچشمم تا نشستی با رقیب
میشود عالم سیه، بر هر که بیند آفتاب
هوش مصنوعی: چشمم به قدری به دیدن رقیب عادت کرده که جهان برایم تیره و تار شده است؛ هر کس که خورشید را ببیند، برایش دنیا روشن خواهد شد.
چند ای بد خو بهر بی درد لطف و مردمی
تا بکی با دردمند خویشتن جور و عتاب
هوش مصنوعی: چند وقت باید به دیگران نیکی کنی و با دلخوشی رفتار کنی در حالی که با دردمندان به تلخی و سختگیری رفتار میکنی؟
گفتم از عشقت سحاب دیده گوهربار شد
خنده زد گفتا که گوهر بار می باید سحاب
هوش مصنوعی: من به او گفتم که عشق تو باعث شده چشمانم پر از اشکهای گرانبها شود. او با خنده گفت که برای بهدست آوردن آن گوهرها، باید مثل ابر و باران بر افرازم.
رند و بی پروا و رسوا، گر شدم چون بیکسی
زاهدا منعم مکن عشق است و ایام شباب
هوش مصنوعی: اگر من مانند کسی بیپروا و رسوا شدم و به هیچکس هم وابسته نباشم، ای زاهد، مرا از عشق و روزهای جوانی محروم نکن.