برگردان به زبان ساده
پادشاها مهد عالی میرود سوی شکار
لیکن اسباب شدن ما را مهیا هیچ نیست
هوش مصنوعی: سلطان به سوی شکار میرود، اما هیچگونه امکاناتی برای ما فراهم نیست که در این راستا به کمک بیاید.
خیمه و اسب است و زین جامه اسباب سفر
جز دو اسب لاغری با بنده زینها هیچ نیست
هوش مصنوعی: در سفر تنها چیزهایی که با خود داریم، خیمه و اسب و لوازم آن است. اما در واقع فقط دو اسب لاغر و زینهایشان باقی مانده و غیر از این چیزی نیست.
نوکرانی نیز نیکو دارم اما هیچ یک
بر سرش دستار بر تن جبه در پا هیچ نیست
هوش مصنوعی: من نوکران خوبی دارم، اما هیچ یک از آنها بر سر خود عمامه ندارند و در تن نیز جبهای به پا ندارند.
لاجرم از گفت و گوی نوکران در خانهام
جز حدیث سرد و تشنیع و تقاضا هیچ نیست
هوش مصنوعی: بنابر این، از صحبتهای خدمتکاران در خانهام چیزی جز داستانهای بیحوصله، سرزنش و درخواستهای مکرر نمیشنوم.
زیر و بالا چون مگوید مردکی کش روز و شب
جز زمین و آسمان در زیر و بالا هیچ نیست
هوش مصنوعی: مردی به ما میآموزد که در زندگی ما تنها دو چیز وجود دارد: زمین و آسمان. هیچچیز دیگر در این دنیا و در زندگیمان مهمتر از این دو نیست. تلاش نکن که مسائل را پیچیده کنی، زیرا واقعیات زندگی در سادگی زمین و آسمان خلاصه میشود.
هم عفا الله قرض خواهم کودم فردای من
میخورد با آنکه میداند که فردا هیچ نیست
هوش مصنوعی: من امروز از کسی قرض میگیرم، در حالی که میدانم فردا هیچ چیز نداشته و در واقع آنچه که دارم هم دیگر وجود نخواهد داشت.
وجه مرسومی که سلطانم معین کرده بود
جو به جو مستغرق است و حالا هیچ نیست
هوش مصنوعی: سلطانم استانداردی را تعیین کرده بود که حالا همه جا پخش شده و هیچ چیزی از آن باقی نمانده است.
آن محقر چون دهان شاهدان آوازهای
داشت اما چون نظر کردیم پیدا هیچ نیست
هوش مصنوعی: آن شخص معمولی به نظر میرسید که از خودش صدا و خبری دارد، اما زمانی که به او نگاه کردیم، متوجه شدیم که هیچ چیزی در او یافت نمیشود.