برگردان به زبان ساده
چو بر طلول دیار حبیب بگذشتم
که کرده بود خرابش جهان ز بی باکی
هوش مصنوعی: وقتی که از کنار دیار محبوبم گذشتم، دیدم که جهان به خاطر نبود احتیاط، آنجا را خراب کرده است.
مجاوران دیار خراب را دیدم
در آن خرابه خراب و شکسته و باکی
هوش مصنوعی: در یک مکان ویران، افرادی را دیدم که در کنار خرابیها و شکستهها زندگی میکنند و هیچ ترسی از این وضعیت ندارند.
به خاک رهگذار حبیب میگفتم
که ای غلام تو آب حیات در پاکی
هوش مصنوعی: به زمین جایی که محبوبم میگذرد، گفتم که ای بنده، تو در پاکی مانند آب حیات هستی.
کجا شدت گل این باغ و شمع این مجلس
کجا شد آن طرب و عیش و آن طربناکی
هوش مصنوعی: چه شد که این باغ پر از گل و شمعهای این مجلس خاموش شدند؟ آن شادی و لذتی که بود، کجا رفت؟
بسی ازین کلمات و حدیث رفت و نبود
در آن منازل خاکی به جز صدا حاکی
هوش مصنوعی: بسیاری از کلمات و روایتها دچار تغییر و فراموشی شدهاند و در این دنیا هیچ نشانهای جز صداهای بجا مانده از آنها وجود ندارد.
زمان زمان به دل و چشم خویش میگفتم
ایا منازل سلمان این سلماکی
هوش مصنوعی: در آن زمان به دل و چشمان خود میگفتم که آیا اینجا همان جاهایی است که سلمان در آن منزل گزیده است.