برگردان به زبان ساده
ز دور دایره این محیط پرگاری
نصیب من همه سرگشتگی است پنداری
هوش مصنوعی: از دور این محیط بسته، تنها چیزی که نصیب من شده، گیجی و سرگشتگی است.
نشستهام به کناری چو چنگ سر در پیش
فتاده در پس زانو و میکنم زاری
هوش مصنوعی: نشستهام کناری مانند ساز چنگ، سرم را پایین انداختهام و زانوهایم را به عقب بردهام و در حال گله و شکایت هستم.
در آتشم چو زر از دوستان قلب دو رو
ز بی زری همه از من نموده بیزاری
هوش مصنوعی: من در آتش عشق سوزانم مانند شمش طلا، اما دوستان دو چهرهام از من دوری میکنند و از ناچیزی خودشان از من بیزاری میجویند.
ز بی زری است اگر چون چراغ بی روغن
زمان زمان نفسی میزنم به دشواری
هوش مصنوعی: اگر انسان از توان و ثروت بیبهره باشد، مانند چراغی است که روغن ندارد و تنها با زحمت میتواند لحظاتی روشنایی بدهد.
برای تلخی عیش حسود و شادی دوست
کنم به خون چو قدح رنگ چهره گلناری
هوش مصنوعی: برای پر کردن تلخی زندگی حسودان و به خاطر خوشحالی دوستان، آمادهام که مانند شرابی به رنگ گلهای سرخ، خونم را بریزم.
عزیز مصر وجودم، نیم اسیر کسی
درین دیار از اخوان چرا کشم خواری
هوش مصنوعی: مصر به من ارزش و جایگاه زیادی میدهد، اما در این سرزمین از دوستان چرا باید ذلت را تحمل کنم؟