برگردان به زبان ساده
کرا مجال بود کز زبان همچومنی
حکایتی برساند به بارگاه وزیر
هوش مصنوعی: هر کسی که فرصتی دارد، میتواند داستانی را از زبان من به مقام وزیر برساند.
زمین ببوسد و بعد از دعا خطاب کند
که ای جناب تو والاتر از سپهر اثیر
هوش مصنوعی: زمین را میبوسد و پس از دعا میگوید: ای بزرگوار، تو فراتر از آسمانها هستی.
سپهر را همه بر قطب دولت تو مدار
ستاره را همه بر سمت طاعت تو مسیر
هوش مصنوعی: آسمان و همه ستارهها به دور محور سعادت و موفقیت تو میچرخند و هر ستارهای در جهت اطاعت از تو قرار دارد.
مثال امر تو را دور چرخ فرمانبر
نگین رای تو را مهر مهر نقش پذیر
هوش مصنوعی: تو مانند یک نگین هستی که در چرخش فرمانی قرار دارد و بر اساس اراده و خواستهات عمل میکند.
تویی که صبح ضمیر منیرت از سر عار
فشاند بر رخ خورشید دامن تشویر
هوش مصنوعی: تو هستی که صبح، ذهن روشن و روشنت از سر خجالت، دامن زیبایت را بر روی خورشید میاندازی.
نفاذ تیر بیان تو در مجاری فکر
چو گوشهای کمان کرده پر ز زه لب تیر
هوش مصنوعی: تیر بیان تو به قدری تاثیرگذار است که افکار را همچون گوشهایی که آماده دریافت صدا هستند، تحت تاثیر قرار میدهد. بیانی که انگار با دقت و تسلط اجرا شده، مخاطب را به شدت جذب میکند و افکار او را درگیر میسازد.
ز عشق خط روان مسلسل قلمت
نسیم آب روان را کشیده در زنجیر
هوش مصنوعی: از عشق، خط زیبای تو مانند نخی پیوسته، نسیم آب روان را به زنجیر کشیده است.
زمانه راست ز بخت تو صد بشارت فتح
که هست بخت تو همچون مسیح طفل بشیر
هوش مصنوعی: زمانه به خوبی از خوشبختی تو خبر میدهد و نوید پیروزیهایی را میدهد، چرا که شانس تو مانند مسیح، مژدهای برای روزهای خوب است.
مرا ز طالع وارون شکایتی است عجب
اگر مجال بود شمهای کنم تقریر
هوش مصنوعی: من از بدبختیهای خود گلایهای دارم که بسیار عجیب است. اگر فرصتی بود، میتوانستم کمی از آن را توضیح دهم.
چهار ماه تمام است تاز حضرت تو
میان ببسته چو رمحم زبان گشاده چو تیر
هوش مصنوعی: چندین ماه است که در انتظار تو هستم، مثل کسی که زبانش به خاطر عشق و شوق بسته شده و نمیتواند سخن بگوید، اما وقتی به تو میرسد، مانند تیر رها میشود و احساساتش را بیان میکند.
عجب درانکه درین چهار ماه یک نوبت
به حال بنده نفرمودی التفات ضمیر
هوش مصنوعی: عجیب است که در این چهار ماه حتی یک بار هم به حال من توجه نکردی.
که در رکاب همایون ما درین مدت
چه میکند به چه میسازد این غریب فقیر؟
هوش مصنوعی: در این مدت، این انسان بیکس و بیپول چه کار میکند و چگونه زندگی میکند در حالی که ما در کنار قدرتمندی قرار داریم؟
نه هیچ شغل که او را بود در آن راحت
نه هیچ کار که او را از آن بود توفیر
هوش مصنوعی: او نه در هیچ کاری آرامش دارد و نه هیچ فعالیتی که برایش تفاوتی ایجاد کند.
حدیث رفته رها میکنم که آن صورت
نوشته بود قضا بر صحیفه تقدیر
هوش مصنوعی: داستان گذشته را فراموش میکنم، چرا که آن تصویر بر روی لوح سرنوشت نوشته شده است.
کنون در آینه رای عالم آرایت
ببین که کار مرا چیست صورت تدبیر
هوش مصنوعی: اکنون در آینهٔ فکر و اندیشهات، ببین که نقشه و تدبیر من برای زندگیام چیست.
مرا خدای تعالی به فر تخت تو داد
فصاحت و هنر و شعر و انشا و تحریر
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ به من تواناییهای ویژهای چون بلاغت، هنر، شعر، نوشتن و نگارش عطا کرده است.
فصاحت و هنر و شعر را رها کردم
هنر مگیر و فصاحت مگیر و شعر مگیر
هوش مصنوعی: من فصاحت، هنر و شعر را کنار گذاشتم؛ تو نیز هنر و فصاحت و شعر را از من نخواه.
مرا ز جنس دگر نوکران پیاده شمار
از آنتکه باز ندانند شعر را ز شعیر
هوش مصنوعی: من را از دستهی نوکران متفاوت بپندار، زیرا آنها نمیدانند که شعر چیست و تفاوت آن با شعیر (غلات) چیست.
ببین کهع آنچه بدیشان رسید در یک ماه
به من رسید درین چار ماه عشر عشیر
هوش مصنوعی: ببین که آنچه به آنها در یک ماه رسید، به من در این چهار ماه، دهم دهم آن رسیده است.
بقای جاه تو بادا که هر چه مقصود است
درین میانه مرا گفته شد قلیل و کثیر
هوش مصنوعی: همواره سرفرازی و مقام تو برقرار بماند، چرا که هر آنچه را که میخواستم، در این میان به من گفته شد، چه کم و چه زیاد.