برگردان به زبان ساده
زان پیش کاتصال بود خاک و آب را
عشق تو خانه ساخته بود این خراب را
هوش مصنوعی: قبل از اینکه خاک و آب به هم بپیوندند، عشق تو باعث شده بود که این ویرانه خانهای برای خود بسازد.
مهر رخت ز آب و گل ما شد آشکار
پنهان به گل چگونه کنند آفتاب را؟
هوش مصنوعی: نقش زیبایی تو از وجود ما نمایان شده است. چگونه میتوانند آفتاب را در دل گلی پنهان کنند؟
تا کفر و دین شود، همه یک روی و یک جهت
بردار یک ره از طرف رخ حجاب را
هوش مصنوعی: زمانی که کفر و دین یکسان شوند، همه باید با هدفی واحد و در یک جهت حرکت کنند و پردهای که بین چهرههاست را کنار بزنند.
عکس رخت چو مانع دیدار میشود
بهر خدا چه میکند آن رخ نقاب را
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهات مانع دیدن میشود، برای خدا آن نقاب چه فایدهای دارد؟
بر ما کشید خط خطا مدعی و ما
خط در کشیدهایم، خطا و صواب را
هوش مصنوعی: مدعی در مورد ما اشتباهاتی کرده و ما به جای او، مسیر درست و غلط را مشخص کردهایم.
فردا که نامه عملم را کنند عرض
روشن کنم به روی تو یک یک حساب را
هوش مصنوعی: فردا زمانی که نتیجه اعمال من به نمایش گذاشته شود، میخواهم همه حسابها را به وضوح و بسادگی برای تو توضیح دهم.
یک شب خیال چشم تو دیدیم ما به خواب
زان شب دگر به چشم ندیدیم خواب را
هوش مصنوعی: در یک شب تصویری از چشمان تو را در خواب مشاهده کردیم، اما از آن شب به بعد دیگر خواب را در چشمان خود ندیدیم.
بیوصل تو دو کون، سرابی است پیش ما
در پیش ما چه آب بود خود سراب را؟
هوش مصنوعی: بدون وصل تو، زندگی ما به مانند سرابی است که هیچ حقیقتی ندارد. در حقیقت، در برابر ما چه آب واقعی وجود دارد وقتی که خود این سراب هم تنها یک توهم است؟
سلمان به خاک کوی تو، تا چشم باز کرد
یکبارگی ز دیده بینداخت آب را
هوش مصنوعی: سلمان در کنار خانهات، به محضی که چشمش را باز کرد، ناگهان اشکی از چشمانش ریخت.