برگردان به زبان ساده
فراق روی تو از شرح و بسط، بیرون است
زما مپرس، که حال درون دل، چون است
هوش مصنوعی: فراق و دوری از تو، آنقدر عمیق و پیچیده است که نمیتوان آن را به راحتی توضیح داد. از من نپرس که در دل چه حالی دارم.
به خون نوشتهام، این نامه را که خواهی خواند
اگر چه دود درونم، نشسته در خون است
هوش مصنوعی: من این نامه را با خون نوشتم و تو را خطاب قرار دادهام؛ هرچند که درون من پر از درد و رنج است.
نکرد آتش شوق درون قلم ظاهر
مگر ز شوق قلم دود رفته بیرون است
هوش مصنوعی: آتش اشتیاق درون قلم دیده نمیشود، مگر این که بخار و دودی که از شوق قلم خارج میشود، نشاندهنده آن باشد.
نمیکنم سخن اشتیاق، کان تقدیر
ز طرف حرف و زحد عبارت، افزون است
هوش مصنوعی: من نمیخواهم دربارهی اشتیاقم صحبت کنم، زیرا سرنوشت فراتر از کلمات و بیان من است.
بیا و قصه حالم بخوان، که بر رخ من
نوشته دیده، به خطی، چو در مکنون است
هوش مصنوعی: بیا و داستان حال من را بشنو، زیرا نشانههایی بر چهرهام وجود دارد که مانند نوشتهای در دل نهفته است.
خیال روی تو دارم، مقام در چشمم
سرشک چشمم، از آن رو مقیم گلگون است
هوش مصنوعی: من در خیال تو هستم و دیدن تو برایم بسیار ارزشمند است. اشکهای من باعث میشود که چشمانم همیشه به رنگ گل سرخ باشد.
دل مقید سلمان، اسیر آن لیلی است
که در سلاسل زلفش، هزار مجنون است
هوش مصنوعی: دل سلمان به شدت به لیلی وابسته است و در زلفهای او، هزاران مجنون و عاشق در بند هستند.