برگردان به زبان ساده
لعل را بر آفتاب حسن گویا کردهای
ز آفتاب حسن خود، یک ذره پیدا کردهای
هوش مصنوعی: شما با زیبایی و جذابیتی که دارید، لعل (سنگ قیمتی) را در نور آفتاب به رخ کشیدید و از این زیبایی فقط یک قطره از درخشش را به نمایش گذاشتهاید.
قفل یاقوت از در درج دهن بگشودهای
گوهر پاکیزه خویش آشکارا کردهای
هوش مصنوعی: تو با گشودن دهن قفل یاقوت، جواهر ناب وجودت را به نمایش گذاشتهای.
در همه عالم نمیگنجی ز فرط کبریا
در دل تنگم نمیدانم که چون جا کردهای
هوش مصنوعی: در تمام جهان جا نمیگیری از بزرگیات، اما در دل کوچک من نمیدانم چطور جا شدهای.
تا به قصد جان مسکین بر میان بستی کمر
صدهزاران جان ز تار موی در وا کردهای
هوش مصنوعی: برای هدف قرار دادن جان یک انسان بینوا، تو کمر خود را محکم بستی؛ اما هزاران جان دیگر به خاطر موهای تو به دام افتادهاند.
نکتهای با عاشقان در زیر لب فرمودهای
عالمی اموات را در یکدم احیا کردهای
هوش مصنوعی: شما در دل عاشقان رازی را گفتهاید که در آن، توانستهاید مردگان عالم را در یک لحظه زنده کنید.
بعد ازین گر پیش چشمم بر کنار افکندهای
در میان مردمم چون اشک رسوا کردهای
هوش مصنوعی: اگر بعد از این، مرا در برابر چشم دیگران رها کنی، در میان مردم به مانند اشکی که رسوا میشوم، خواهی بود.
گفتهای احوال ما اشک سلمان فاش کرد
از هوای خویش کن این شکوه کزما کردهای
هوش مصنوعی: تو به من گفتهای که حال و روز ما را اشکهای سلمان آشکار کرده است، پس این ناله و شکایتی که از من داری، به خاطر حال خودت است.