برگردان به زبان ساده
از چنگ فراقم نفسی نیست رهایی
هر روز کشم بار عزیزی، به جدایی
هوش مصنوعی: از درد جدایی هیچ راه نجاتی ندارم و هر روز بار سنگینی از جدایی عزیزم را به دوش میکشم.
خون کرد دلم را غم یک روز فراقش
خوش باش هنوز ای دل سرگشته کجایی؟
هوش مصنوعی: دل من در روز جدایی او به شدت ناراحت و غمگین است، اما ای دل سرگشته، امیدوار باش و به دنبال آرامش بگرد، در کجایی؟
هنگام وداعت سخن این بود که من زود
باز آیم و ترسم به سخن باز نیایی
هوش مصنوعی: در زمان خداحافظی میگفتم که به زودی برمیگردم، اما نگرانم که تو دیگر به صحبت کردن برنگردی.
رفتم که ز سر پای کنم در پیت آیم
آن نیز میسر نشد از بی سر و پایی
هوش مصنوعی: به قصد آن بودم که از سختیها و مشکلات رهایی پیدا کنم، اما حتی به این هدف هم دست نیافتم چون در وضعیتی بیحالی و ناتوانی به سر میبرم.
ای مژده رسان کی ز ره آیی به سلامت؟
ورین منتظران را دهی از بند رهایی؟
هوش مصنوعی: ای مژدهدهنده، کی به سلامت به سوی ما خواهی آمد؟ اگر تو بیایی، آیا میتوانی این انتظار را پایان دهی و ما را از دلتنگی و نگرانی رها کنی؟
مگذار هوای دل و آب مژهام را
ضایع که تو پرورده این آب و هوایی
هوش مصنوعی: نگذار احساسات و اشکهایم بیهوده برود، چون تو باعث و بانی این احساسات و این دنیای من هستی.
گفتند که او با تو نیاید نشنیدم
با آنکه دلم نیز همی داد گواهی
هوش مصنوعی: گفته بودند که او با تو نخواهد آمد، ولی من این را نشنیدم، هرچند دلام نیز به من این را نشان میداد.
ای مردم چشم ار چه نمیبینمت اما
پیوسته تو در دیده غمدیده مایی
هوش مصنوعی: ای مردم، اگرچه تو را نمیبینم، اما همیشه تو را در دل خود حس میکنم و در غم و اندوه حضور تو را احساس میکنم.
باری تو جدا نیستی ای دل ز دو زلفش
فرخ تو که در سایه اقبال همایی
هوش مصنوعی: ای دل، تو از دو زلف او جدا نیستی؛ چرا که تو همواره در سایهی خوشبختی او هستی.
شد حلقه زنان آه دلم بر در گردون
آه از تو برین دل در رحمت نگشایی
هوش مصنوعی: دل من با ناله و آه به آسمان شکایت میکند و از تو میخواهد که با رحمت و لطف خود بر این دل بیقرار بگشایی.
از ضعف خیالت به سرم راه نیارد
گر ناله سلمان نکند راهنمایی
هوش مصنوعی: مبادا فکر تو مرا دچار مشکل کند، چرا که اگر سلمان نالهای نکند، کسی نیست که مرا راهنمایی کند.