برگردان به زبان ساده
زلفین سیه خم به خم اندر زدهای باز
وقت من شوریده به هم بر زدهای باز
هوش مصنوعی: تو با آن دو زلف سیاه خود به طرز زیبایی پیچ و خمهایی درست کردهای، اما تو بار دیگر وقت مرا که پریشان و بیقرار است، به هم ریختهای.
زان روی نکو چشم بدان دور که امروز
بر مه زدهای طعنه و در خور زدهای باز
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چشمانت از دور به تو نگاه میکنم، امروز که به ماه طعنه زدی و بر خودت زخم زبان زدی، بر من نچسب.
از غالیه رسمی زدهای بر گل و شکر
امروز همه بر گل و شکر زدهای باز
هوش مصنوعی: امروز همه به زینتها و شیرینیها مشغولند و از قیافه و حالت تو که شبیه عطر و گل است، تأثیر گرفتهاند.
بر ساغر عیشم زدهای سنگ ولیکن
با تو چه توان گفت که ساغر زدهای باز؟
هوش مصنوعی: شما به زندگیام آسیب زدهاید و سرگرمیام را خراب کردهاید، اما چه میتوان گفت وقتی خودت هم در این وضعیت هستی و دوباره به آن فضای خوشی بازگشتهای؟
من سر چو قلم بر خط سودای تو دارم
با اینکه من سر زده را سرزدهای باز
هوش مصنوعی: من با وجود اینکه به عشق تو فکر میکنم و خودم را به عنوان یک قلم در نظر میگیرم، اما در واقع هیچ اطلاعی از وضعیت خودم ندارم و همچنان به عشق تو ادامه میدهم.
از دود من سوخته زنهار حذر کن!
کاتش به من سوخته دل در زدهای باز
هوش مصنوعی: از من که در آتش سوختم دوری کن! چرا که آتش دل سوخته من به سراغ تو آمده است.
نقد سره قلب که پالودهام از چشم
بر سکه رویم همه با زر زدهای باز
هوش مصنوعی: من به قلبم که از خلوص و پاکی پر شده، نگاه میکنم و میبینم که همه چیز در روشنی و ارزش واقعی خود نمایان است، مانند سکهای که بر روی آن طلا نشاندهاند.
شبها ز غمت راست کبوتر دل سلمان
دریاب که بر صید کبوتر زدهای باز
هوش مصنوعی: شبها به خاطر غم تو، دل سلمان پر از غصه است. خواهش میکنم که به او کمک کنی، زیرا تو به شکار کبوتر مشغول هستی.