برگردان به زبان ساده
دل ز وصل او نشان بینشانی میدهد
جان به دیدارش امید آن جهانی میهد
هوش مصنوعی: دل از ارتباط با او علامتهای بینظیری نشان میدهد و جان به خاطر دیدارش امیدی به زندگی دیگری پیدا میکند.
جوهر فر دهانش طالب دیدار را
بر زبان جان جواب « لن ترانی» میدهد
هوش مصنوعی: جوهر کلام او، که نشان از عشق و اشتیاق به دیدار دارد، به زبان روح پاسخ میدهد که هرگز مرا نخواهی دید.
جز سرشک لاله رنگم در نمیآید به چشم
کو نشانی زان عذار ارغوانی میدهد
هوش مصنوعی: جز اشکهای سرخ گل لاله، هیچ رنگی از من در نمیآید و چشمی نشانی نمییابد که آن چهرهی ارغوانی چه زیبایی را به نمایش میگذارد.
دیده بر راه صبا دارم که از خاک رهش
میرسد وز گرد راهم ارمغانی میدهد
هوش مصنوعی: من چشمانم را به جستجوی نسیم صبح دوختهام که از خاک سرزمینش میگذرد و با خود، هدایایی از گرد و غبار را به من میآورد.
زندگی از باد مییابم که او در کوی دوست
میشود بیمار و زآنجا زندگانی میدهد
هوش مصنوعی: من زندگی را از نسیمی میگیرم که در محله دوست بیمار میشود و از آنجا به من حیات میبخشد.
نرگسش در عین مستی دم به دم چشم مرا
ساغری از خون لبالب، دوستگانی میدهد
هوش مصنوعی: چشمهای نرگس او به رغم حالت مستیاش، مدام به من نگاهی میاندازد که پر از اشک و غم است و این نگاهها همچون جامی پر از خون، به من احساس درد و عاشقانهگی میدهد.
زخم شمشیر تو را میرم که در هر ضربتی
جان سلمان را حیات جاودانی میدهد
هوش مصنوعی: زخم شمشیر تو به من این قدرت را میدهد که با هر ضربهای که به سلمان میزنم، او را برای همیشه زنده نگه دارم.