برگردان به زبان ساده
خیال زلف تو چشمم به خواب میبیند
دلم ز شمع جمال تو تاب میبیند
هوش مصنوعی: چشمم در خواب، تصور زلف زیبای تو را میکند و دلم در روشنایی زیبایی تو، شمع نور میبیند.
کسی که چشمه آب حیات لعل تو دید
برون از آن همه عالم سراب میبیند
هوش مصنوعی: کسی که زیبایی و جذابیت تو را درک کند، در مقایسه با آنچه در جهان وجود دارد، فقط چیزهای بیارزش و توخالی را خواهد دید.
به غیر عشق تو در دیده هر چه میآید
نظر معاینه نقشش بر آب میبیند
هوش مصنوعی: هر چیزی جز عشق تو در چشم من بیهوده است و فقط مثل تصویری که بر روی آب منعکس میشود، گذرا و بیارزش است.
ندیم چشمم از آن است چشم مخمورت
که در زجاجی چشمم شراب میبیند
هوش مصنوعی: دوست من، چشم زیبایت موجب شگفتی و خوشحالیام است، زیرا در چشمانم همچون شیشهای که در آن شراب وجود دارد، احساس خوشبختی میکنم.
خیالش از دل و چشمم نمیرود بیرون
کجا رود که شراب و کباب میبیند
هوش مصنوعی: هیچ وقت یاد او از دل و چشمم نمیرود. او کجا خواهد رفت که در هر جا شراب و کباب را میبیند؟
دلا مگرد به عهدش قوی که عهد حبیب
خرد ضعیف چو عهد حباب میبیند
هوش مصنوعی: ای دل، به پیمانهای محکم، دل نبند؛ چرا که پیمان دوست، همچون حبابی است که به راحتی میترکد و ناپایدار است.
نهاد دل، همگی بر وفای او سلمان
نهاد خویش از آن رو خراب میبیند
هوش مصنوعی: دل همه بر وفاداری او اقبال دارد، اما خود او حال و روز خوبی ندارد و در وضع بدی به سر میبرد.