برگردان به زبان ساده
به روی جوهر ذاتی چه پرده می پوشی
چو هست حرف بلندت، مگو به سر گوشی
هوش مصنوعی: چرا بر روی ویژگیهای واقعی خود پرده میکشی؟ وقتی که حرفهای تو بلند و آشکار است، چرا آن را فقط در خفا میگویی؟
زبان خویش نگه دار و پادشاهی کن
که نیست خاتم جم، غیر مهر خاموشی
هوش مصنوعی: زبانت را کنترل کن و به جای صحبت کردن، قدرت و اقتدار خود را نشان بده، چون مانند خاتم جم که نماد قدرت است، فقط سکوت میتواند تو را بزرگ کند.
به این لباس کسی کآشناست می داند
که پوششی نبود بهتر از خطاپوشی
هوش مصنوعی: کسی که با این لباس آشناست، میداند که هیچ پوششی بهتر از پوشاندن اشتباهات نیست.
صبا به سوی چمن رو، دعای ما برسان
بگو، ز مرغ چمن چیست این فراموشی
هوش مصنوعی: ای نسیم، به سوی باغ برو و پیام ما را برسان. از بلبل باغ بپرس که چرا اینقدر فراموشکار شده است.
درین چمن که گلی در بغل بود همه را
چو غنچه چند کنم من به خود هم آغوشی
هوش مصنوعی: در این باغ، وقتی گلی در کنار من است، آیا میتوانم همه را مانند غنچه در خود جمع کنم و با خودم به آغوش بگیرم؟
خوش آن حریف که در کوی می فروش سلیم
نهد ز خشت سر خم، بنای بیهوشی
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در محفل شرابفروشی، سرش را آرام بر لبهی ظرف شراب بگذارد و به حالت مستی و بیخبر از دنیا فرو رود.