برگردان به زبان ساده
خوش بود گر ز سر هر هوسی برخیزی
زین گلستان به سراغ قفسی برخیزی
هوش مصنوعی: خوشحال میشوم اگر از هر آرزو و تمنایی فاصله بگیری و به جای آن، از این باغ دلانگیز به سمت قفسی برسی.
کعبه در بادیه هرگاه به خوابت آید
حیف باشد که به بانگ جرسی برخیزی
هوش مصنوعی: هرگاه در بادیه و بیابان خواب به چشمانت بیفتد، اگر کعبه را ببینی، نهیبی میزند که بیدار نشوی و از خواب برنخیزی، چرا که این دیدار و خواب، ارزشمند و پرهيزگارانه است.
از خدا باک نداری، ولی از مجلس می
نتوانی که ز بیم عسسی برخیزی
هوش مصنوعی: تو از خدا نمیترسی، اما از اینکه در مجلس شراب کسی تو را ببیند و به دردسر بیفتی، نمیتوانی بلند شوید و بروی.
باخبر باش که خواب عدم آن خوابی نیست
که ز جنبیدن بال مگسی برخیزی
هوش مصنوعی: مراقب باش که خواب مرگ مانند خوابی نیست که با جنبش بال یک مگس از آن بیدار شوی.
خیز ای طفل و ز افتادن خود گریه مکن
که بسی افتی ازین سان و بسی برخیزی
هوش مصنوعی: بپا خیز، ای کودک، و بابت افتادنهایت گریه نکن؛ چرا که بارها از این دست زمین خوردهای و بارها دوباره بلند شدهای.
چند ای شاخ گل از باده پرستی هر صبح
همچو خمیازه ز آغوش کسی برخیزی
هوش مصنوعی: چند گل خوشبو که از شراب نوشیدن لذت میبرند، هر صبح مانند خمیازهای از آغوش کسی بیدار میشوند.
سیر از زندگی خود شده ام همچو سلیم
کاش ای دوست ز پیشم نفسی برخیزی
هوش مصنوعی: من در زندگیام مانند سلیم، به اندازهای افسرده و دلزده شدهام که کاش ای دوست، از پیش من برخیزی و به من امیدی بدهی.