برگردان به زبان ساده
خون گل ریزد درین باغ پرافسون آفتاب
میزند چون ماه بر شبنم شبیخون آفتاب
هوش مصنوعی: در این باغ پر از گل و زیبایی، نور خورشید مانند ماهی میدرخشد و باعث میشود که قطرات شبنم به زمین بریزند.
عمرها رفت و همان بیگانهای با ما، مگر
در قیامت گرم خواهی شد به ما چون آفتاب؟
هوش مصنوعی: سالها گذشت و ما هنوز هم غریبهای برای یکدیگر هستیم، آیا در روز قیامت مثل آفتاب به ما نزدیک خواهی شد و گرم خواهی کرد؟
از بتان هند هرشب محفلم بتخانه است
میرود از خانهٔ من صبح بیرون آفتاب
هوش مصنوعی: هر شب در محفل معشوقان، زیباییها و جذابیتهای عشق حس میشود و صبح که میشود، نور آفتاب از خانهام خارج میشود.
چند از بیم نم طوفان چشم تر، دهم
پیکر شوریدهٔ خود را چو مجنون آفتاب
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از طوفان و باران، نمیخواهم که احساسات و دردهای خود را نشان بدهم. مانند مجنونی که در زیر آفتاب است، میخواهم جسم بیقرار و آشفتهام را به ذوق و شوق زندگی بسپارم.
هیچ کس را سینه در عشق تو با من صاف نیست
تیغ بر من میکشد آیینه همچون آفتاب
هوش مصنوعی: هیچ کس در عشق تو به اندازه من صاف و صادق نیست، اما مانند آفتاب، آینه بر من تیغ میکشد.
در شب وصلم شبیخون زد بس بر دل سلیم
صبح میآید برون با تیغ پرخون آفتاب
هوش مصنوعی: در شب وصال من، ناگهانی اشتیاق و شور به دل آرامم هجوم آورد. صبح نزدیک است و آفتاب با تیغی پرخون بر دل میتابد.