برگردان به زبان ساده
ترک من کز بزم می گلرنگ میآید برون
همچو شمشیر از برای جنگ میآید برون
هوش مصنوعی: دوست و یاری که از میخانه با نوشیدنی خوشرنگ و خوشبو خارج میشود، مانند شمشیری است که برای نبرد آماده میشود.
رسم خونریزی به دست و تیغ او زیبنده است
این حنا از دست او خوشرنگ میآید برون
هوش مصنوعی: خونریزی به وسیله تیغ او کار زیبایی است و این حنایی که از دست او میآید، رنگش بسیار زیبا و دلنشین است.
هیچ کس از صحبت آشفتگان خوشدل نرفت
مور از ویرانهام دلتنگ میآید برون
هوش مصنوعی: هیچکس از گفت و شنود کسانی که دچار آشفتگی و بیقراری هستند، خوشحال نمیشود. مور در دل ویرانههایم میگردد و غمگین میآید.
نیست آسان ساغر عشرت گرفتن از فلک
بادهٔ ما همچو لعل از سنگ میآید برون
هوش مصنوعی: به دست آوردن لذت و شادی از زندگی کار سادهای نیست، چرا که مانند خارج شدن شراب از سنگ، نیاز به تلاش و گذراندن مراحل دشواری دارد.
بس که گشتم ناتوان، هرگاه مینالم سلیم
نالهای گویی ز تار چنگ میآید برون
هوش مصنوعی: من به قدری خسته و ناتوان شدهام که هر بار صدای شکایت من به گوش میرسد، گویی نالهای شبیه صدای تار موسیقی از من بیرون میآید.