برگردان به زبان ساده
ساغری کو تا به دل از عیش اسبابی دهم
پنجه ی غم را به زور می مگر تابی دهم
هوش مصنوعی: به دنبال جامی هستم که بتوانم با آن شادی را به دل خود بیاورم و غم را با زور از خود دور کنم.
کشتی سرگشته ام چون بشکند، در هر طرف
تخته ی تعلیم ازان بر دست گردابی دهم
هوش مصنوعی: کشتی گمگشته من اگر بشکند، در هر سمتی که بروم، تکهای از علم و یادگیری را به همراه میبرم.
گر دلت از کشتن صیدی چو من خوش می شود
هر سر مو را کنم تیغی، به قصابی دهم
هوش مصنوعی: اگر کشتن کسی مثل من دل تو را شاد میکند، من هر تار موی خود را به تیغی تبدیل کرده و به قصاب میدهم.
ساده لوحی بین که در این خشکسال آبرو
چشم را خواهم ز روی دوستان آبی دهم
هوش مصنوعی: سادهلوحی کن، در این سال خشک و بیآب، برای حفظ اعتبار خود، از دوستانم خواهش میکنم که به من کمک کنند و دستم را بگیرند.
عافیت دل را به تنگ آورده، می خواهم سلیم
این کتان را جلوه در بازار مهتابی دهم
هوش مصنوعی: دل از آرامش و راحتی خسته شده است و میخواهم این پارچه نرم را در نور ماه به نمایش بگذارم.