برگردان به زبان ساده
به افسون محبت دست آتش را به مو بندم
چو غنچه بر گل کاغذ، طلسم رنگ و بو بندم
هوش مصنوعی: با جادو و عشق، دست آتش را بر مویی مینشانم، همچنان که غنچهای بر روی گل نشسته است، و میتوانم راز رنگ و عطر را به آن متصل کنم.
گرفتم سهل کار عشق را، بر من جهان خندد
که می خواهم ره سیلاب را چون آب جو بندم
هوش مصنوعی: من در کار عشق به سادگی عمل کردم و از این رو جهان به من میخندد، زیرا میخواهم راهی را که مانند جریان سیلاب است، به آرامی و مانند آب، بستم.
سخن ها از زبان من به آن بی باک می گویند
شوم خاموش و بر احباب راه گفتگو بندم
هوش مصنوعی: من از طرف خودم میگویم که اگر لازم شود، سکوت میکنم و اجازه نمیدهم که با دوستانم صحبتی داشته باشم.
کمر در خدمت بت خود مرا از کار افتاده ست
مگر زنار خود را همچو قمری بر گلو بندم
هوش مصنوعی: بدن من برای خدمت به معشوقهام ناتوان شده است، مگر اینکه مانند قمری زنجیری را دور گردنم ببندم.
سلیم امشب ز مستی دل اناالحق می زند دیگر
نشد ممکن که بتوانم دهان این سبو بندم
هوش مصنوعی: امشب سلیم از شدت مستی فریاد میزند که من وجود واقعی را یافتهام. دیگر امکان ندارد که بتوانم دهان این سبو را ببندم.