برگردان به زبان ساده
زخم دل کم نیست، سامان گر نباشد گو مباش
غنچهٔ گل هست، پیکان گر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: دلهای زخمی و دردهای عاطفی کم نیستند، پس اگر حال و روز خوشی داری، بهتر است بگویی که نیستی. همچنین، زیبایی و لطافت گل وجود دارد، اما اگر درد و رنجی وجود نداشته باشد، باز هم بهتر است بگویی که نیستی.
کشتی ما چشم دارد بر خطر همچون حباب
چون نسیمی هست، طوفان گر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: کشتی ما با وجود خطرات، مانند حبابی است که تنها به نسیم بستگی دارد و اگر طوفانی در کار نباشد، نباید نگران باشیم.
آنکه وقت کشتن من رحم بر حالم نکرد
بعد قتلم هم پشیمان گر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: کسی که در زمان کشتن من به حالتم رحم نکرد، بعد از مرگم هم اگر پشیمان نشود، بهتر است که اصلاً وجود نداشته باشد.
منصب گلچینی باغی ندارم، در تنم
جامه را چون پوست، دامان گر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: من در مقام گلچینی باغی نیستم، بدینسان که جامهام مانند پوست تنم است؛ اگر دامانی وجود نداشته باشد، بیتردید نباید بود.
زینت ارباب معنی، جوهر ذاتی بس است
لاله در کوه بدخشان گر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: زیبایی و ارزش اصلی هر چیز به ذات و ماهیت آن بستگی دارد. حتی اگر لالهای در کوههای بدخشان نباشد، باز هم باید به ذات خود افتخار کند و اهمیتش را حفظ کند.
هرکجا باشد ز کف مگذار جام می سلیم
سیر قزوین کن، صفاهان گر نباشد گو مباش
هوش مصنوعی: هر جا که هستی، فرصت نوشیدن شراب ناب را از دست نده. اگر قزوین را ندیدهای، پس اصفهان را هم از دست نده.