برگردان به زبان ساده
قدم برون نگذارم ز آستانهٔ خویش
چو آینه همه عمرم چراغ خانهٔ خویش
هوش مصنوعی: من هرگز از دروازهٔ خودم بیرون نمیروم، چون مثل آینه، تمام عمرم را به روشنایی و زیبایی خانهام اختصاص دادهام.
به کار خویش کنم ناله، گو کسی مشنو
کمان کشیدهام، اما خودم نشانهٔ خویش
هوش مصنوعی: من در کار خودم ناله و شکایت میکنم، اما نمیخواهم کسی صدای مرا بشنود. من کمان خود را کشیدهام، اما در حقیقت هدف اصلی من خودم هستم.
چو مرغ باش در آیین عافیتطلبی
که وقت شام چو شد، میرود به خانهٔ خویش
هوش مصنوعی: مثل پرندهای باش که با توجه به شرایط و زندگی راحت، در هنگام فرا رسیدن شب، به خانهاش برمیگردد.
چگونه سر زند از دل نوای آزادی
مرا که حلقهٔ دام است آشیانهٔ خویش
هوش مصنوعی: چطور میتواند صدای آزادی از دل من برآید در حالی که خانهام پر از زنجیر و محدودیت است؟
به دست خویش کن اصلاح خود، که مغروران
به موی خود نگذارند غیر شانهٔ خویش
هوش مصنوعی: خودت باید تلاش کنی تا خودت را اصلاح کنی، زیرا افرادی متکبر اجازه نخواهند داد که کسی جز خودشان به آنها کمک کند.
چه فرق از وطن و غربت، این چنین که منم
چو عکس آینه، دایم غریب خانهٔ خویش
هوش مصنوعی: بین وطن و غربت چه تفاوتی است وقتی که من مانند تصویر آینه، همیشه در خانهٔ خود غریبه هستم؟
به زیر چرخ، ترقی سلیم ممکن نیست
در آسیا نتوان سبز کرد دانهٔ خویش
هوش مصنوعی: زیر آسمان بزرگ نمیتوان به موفقیت رسید و در این دنیا نمیتوان به راحتی محصول خود را رشد داد.