برگردان به زبان ساده
زخم ناسورم من و از لطف مرهم شرمسار
چون گل پژمرده ام از روی شبنم شرمسار
هوش مصنوعی: من زخمی عمیق دارم و به خاطر محبت مرهمی که بر روی آن گذاشته شده، احساس شرمساری میکنم. مانند گلی پژمردهام که به خاطر شبنمی که بر رویش نشسته، شرمنده و ناراحت هستم.
بهره ای جز اشک و آه از من نصیب کس نشد
حاصلم دارد مرا چون نخل ماتم شرمسار
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جز اشک و آه از من نصیب کسی نمیشود. حاصل زندگیام مثل نخل غمگینی است که فقط شرم و اندوه به همراه دارد.
خلق را کوتاهی از خویش است و ما را از فلک
عالمی شرمنده اند از ما و ما هم شرمسار
هوش مصنوعی: انسانها خود را دچار کمبود و نقص میدانند و ما از آسمانها نسبت به آنها شرمنده شدهایم و خود نیز از این وضعیت خجالت میکشیم.
کاسه ی سر را قدح کن، می ز جام خود بنوش
تا به کی باشد کی از ساغر جم شرمسار
هوش مصنوعی: ظروفی که برای نوشیدنی استفاده میشوند را به گونهای آماده کن و از جام خود شراب بنوش. تا چه زمانی باید شرمنده و خجالتزده از جام جمشید باشی؟
تا سلیم از بی وفایی های او دم می زنم
میکند آن تیغ خونریزم به یک دم شرمسار
هوش مصنوعی: وقتی درباره بی وفاییهای او صحبت میکنم، آن تیغ تیز و خطرناک به یکباره مرا شرمنده میکند.