برگردان به زبان ساده
چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد
چو اشک رفت ز چشم من و چو خواب آمد
هوش مصنوعی: وقتی گل در آب روان غرق شد، مانند شرابی که گرم و پرجنب و جوش میشود، اشکی که از چشمانم میریزد به آرامی میآید، مثل خوابی که به سراغم میآید.
چه احتیاج به قاصد نیازمند ترا
که از صریر قلم، نامه را جواب آمد
هوش مصنوعی: نیازی به دلیلی برای پاسخ دادن به تو نیست، زیرا از صدای قلم من به وضوح متوجه پاسخ شدهای.
خیال می کنی از بس فریب و پرکاری
هزار بار به دنیا چو آفتاب آمد
هوش مصنوعی: فکر میکنی که به خاطر فریب و زحمتهای زیاد، بارها و بارها مانند خورشید به دنیا میآیی.
ز بس که خورده دل من فریب تشنه لبی
ز موج شعله به گوشم صدای آب آمد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر فریب ناشی از تشنگیام، به شدت آزرده شده است. از پی در پی تلاطم شعلهها، صدای آب به گوشم میرسد.
سلیم می برم امشب به پای خم شمعی
که پیر دیر، شب رفته ام به خواب آمد
هوش مصنوعی: امشب با دل آرام به پای شمعی میروم که سالها پیش، در شبهای خوابآلود، مرا به یاد خود آورد.