برگردان به زبان ساده
پرتوی هردم به دل فیض الهی افکند
وقت آن آمد که داغ ما سیاهی افکند
هوش مصنوعی: هر لحظه نور و فیض الهی به دل ما تابیده میشود، اما زمانی فرامیرسد که غم و درد در دل ما چیره میشود.
سرفرازی از سر عریان بود خورشید را
شمع سر در پیش از صاحب کلاهی افکند
هوش مصنوعی: سرفرازی و برجستگی به خاطر برهنگی سر بود، همچنانکه شمعی نور خود را در برابر خورشید میاندازد و سرش را به زیر میآورد.
می شود لب تشنه را معلوم، راز تشنگی
بر لب دریا اگر گوشی چو ماهی افکند
هوش مصنوعی: زمانی که در کنار دریا باشید، میتوانید راز تشنگی و نیاز به آب را احساس کنید، حتی اگر تشنه باشید. مانند ماهی که در دریا است و نمیتواند نیازهایش را از دور ببیند. در واقع، تنها دریا میتواند به تشنگی آن پاسخ دهد.
لاله در باغ از نوید مقدم او همچو شمع
تاج خود را پیش باد صبحگاهی افکند
هوش مصنوعی: گل لاله در باغ به خاطر خبر آمدن او، مانند شمع، تاج خود را به خاطر باد صبحگاهی کنار گذاشته است.
کوششی دارد پی سرمایه ی خود هرکه هست
بخت من بردارد، ار داغی سیاهی افکند
هوش مصنوعی: هر کسی برای دستیابی به ثروت و موفقیت تلاش میکند، و اگر بخت من به یاریام بیاید، هرچند مشکلات و سختیهایی وجود دارد، میتوانم به هدفم برسم.
چشم مستت ریخت خونم را، بلی اینش سزاست
هرکه طرح آشنایی با سپاهی افکند
هوش مصنوعی: چشمان پر از مستی تو باعث شد خونم بریزد، بله، این خود جزای هر کسی است که به جنگ و دوستی با کسی آشنا شود.
چتر سبز تاک را نازم که مستان را سلیم
سایه اش در سر هوای پادشاهی افکند
هوش مصنوعی: چتر سبز تاک را میستایم، زیرا سایهاش به مستان آرامش میبخشد و بر سر آنها به خیال پادشاهی میافکند.