برگردان به زبان ساده
ز بالین همنشینم هر نفس غمناک برخیزد
نشیند غنچه و چون گل گریبان چاک برخیزد
هوش مصنوعی: هر بار که به یاد دوست در کنارم مینشینم، احساس حزن و اندوه به سراغم میآید. همانطور که غنچهها کمکم شکوفا میشوند، من هم احساس میکنم که درونم یکباره به درد میآید و متلاشی میشود.
پریشانی به خاک هرکس از روز ازل آمیخت
به محشر هم پریشان چون غبار از خاک برخیزد
هوش مصنوعی: آشفتگی و نابسامانی از روزگار آغازین به سرنوشت هر فردی ارتباط دارد و در روز قیامت نیز همچون غباری که از خاک بلند میشود، متلاطم و بینظم خواهد بود.
به داغ رشک آن افتاده، همچون لاله می سوزم
که نتواند ز مستی در چمن چون تاک برخیزد
هوش مصنوعی: من به خاطر حسادت و غصهای که دارم میسوزم، درست مثل لالهای که به خاطر شوق و زیباییاش نمیتواند از مستی برخواست و در چمن به سرزندگی مثل تاک ادامه دهد.
می از آلایش هستی کشد دامان عارف را
چو کاغذ تر شود، از روی معجون پاک برخیزد
هوش مصنوعی: شراب غفلت و زرق و برق دنیا، روح عارف را به خود نمیگیرد؛ همانطور که وقتی کاغذی خیس از یک مایع تمیز کننده پاک میشود، عارف نیز از تمام آلودگیها و تعلقات دنیوی رهایی مییابد.
فلک صد دور می باید که در ایران زمین گردد
که همچون من غبار دیگری زان خاک برخیزد
هوش مصنوعی: برای اینکه در سرزمین ایران، مانند من، غباری از خاک بلند شود، باید صد بار چرخش زمین و زمان اتفاق بیفتد.
سلیم ایام از پست و بلند خود نمیگردد
نشستم من به خاک راه تا افلاک برخیزد
هوش مصنوعی: روزگار با سختیها و آسانیهایش تغییر نمیکند. من در اینجا نشستهام و صبر میکنم تا چیزهای بزرگ و آسمانی رخ دهند.