برگردان به زبان ساده
آنکه چون گل غیر جام لعل دورانش نداد
آب را جز در سفال آخر چو ریحانش نداد
هوش مصنوعی: کسی که مانند گل، واقعاً زیبایی دارد و شایستهی محبت و توجه است، اما در زندگیاش به دلیل نداشتن شرایط مناسب، تنها مورد توجه قرار نگرفته و به او رسیدگی نشده است. او نیز در آخر عمرش، به مانند ریحان، وقتی که زمانی دیگر است، به یاد میآید و مورد توجه قرار میگیرد.
هیچ کس چون موج، خندان سیر این دریا نکرد
کاین محیط از فتنه آخر سر به طوفانش نداد
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازهی موج، شادی و سرزندگی این دریا را نداشت، زیرا این مکان در نهایت به خاطر حوادث و آشفتگیها به طوفان تبدیل شد.
سوختم بر حال آن دیوانه کز شور جنون
رفت بر صحرا، جهان ره در بیابانش نداد
هوش مصنوعی: عاشق دیوانهای را دیدم که از شدت شور و شوق، به بیابان رفت و در دلِ طبیعت گم شد، اما دنیا هیچ مسیری به او نشان نداد.
عیش این گلشن مپرس از گل، که تعجیل خزان
فرصت یک آب خوردن در گلستانش نداد
هوش مصنوعی: زندگی و خوشیهای این گلستان را از گل نپرس، زیرا به خاطر آمدن زودهنگام پاییز، حتی فرصتی برای نوشیدن آب در این باغ به او نداد.
غنچه ی ما تربیت از باغبان کم دیده است
جز در آتش آب هرگز همچو پیکانش نداد
هوش مصنوعی: غنچه ما از باغبان کم آموزش دیده و جز در آتش آب، هیچ چیزی را به سرعت و شدت پیکان حس نکرده است.
کار ما بر مدعا زین سفله کی گردد سلیم؟
داشت هر کس آبرویی، این جهان نانش نداد
هوش مصنوعی: کار ما با این افراد ناتوان و حقیر چگونه میتواند به نتیجه و درستی برسد؟ هرکسی در این دنیا وقار و آبرو داشت، اما این دنیا به او نان و sustenance نداده است.