برگردان به زبان ساده
سرشک شوق تو آبی به جوی ما آورد
غبار کوی تو رنگی به روی ما آورد
هوش مصنوعی: اشک شوق تو جوی آبی به زندگی ما بخشید و گرد و غبار کوی تو رنگ و رخساری به چهره ما داد.
جهان سفله اگر داد جرعه ی آبی
همان نفس چو می آن را به روی ما آورد
هوش مصنوعی: اگر این دنیای پست به ما حتی یک قطره آب بدهد، همانند این است که آن نفس گوارا را به روی ما آورده است.
رسید لشکر خط، عاشقان ز جا رفتند
جهان ترا به سر گفتگوی ما آورد
هوش مصنوعی: عاشقان در زمان جنگ و درگیری به سر و وضعشان توجهی نکردند و همه چیز را فراموش کردند. آنها فقط بر روی عشق و دغدغههای خود تمرکز کردند و دنیا را به محلی برای گفتگوهای عاشقانه تبدیل کردند.
به می فروش بگویید رحم خوش چیزی ست
خمار، رعشه به دست سبوی ما آورد
هوش مصنوعی: به فروشندهی می بگویید که رحم و دلسوزی چیز خوبی است، چون خمار، حالتی است که ما را به لرزه میاندازد و حالتی خاص به وجود میآورد.
سلیم قطره ی آبی نمی توان خوردن
چه دست بود که غم بر گلوی ما آورد
هوش مصنوعی: نمیتوان قطرهای آب را به راحتی نوشید، چرا که چه دستی بر گردن ما فشار آورده است که غم و اندوه را احساس کنیم.