برگردان به زبان ساده
از بزم می چو آن قد رعنا بلند شد
آتش چو شمع از سر مینا بلند شد
هوش مصنوعی: از جشن و میخواری، آن قد بلند و زیبای محبوب برخاست و آتش شمع نیز از سر کاسه شراب به سوی بالا رفت.
از بس به سینه ی آه شکستم ز بیم او
دودم چو مجمر از همه اعضا بلند شد
هوش مصنوعی: به خاطر نگرانیهای او، آنقدر دلم گرفته و آزرده است که مانند یک چراغ که میسوزد و دودش بالا میرود، از تمام وجودم غم و اندوه به بیرون میریزد.
پهلو به بستری که نهادم، ز سوز دل
آه و فغان ز صورت دیبا بلند شد
هوش مصنوعی: پس از اینکه به بستر خواب رفتم، از شدت ناراحتی و دلتنگیام، آوای آه و فریادی از دل برخاست که حتی در پرده نرم و لطیف هم منعکس شد.
دیوانگان او چو خس و خار می دوند
تا دست گردباد ز صحرا بلند شد
هوش مصنوعی: دیوانگان او مانند علفهای هرز به سمت باد میدوند تا وقتی که گردبادی از دشت برمیخیزد.
هرجا حدیث ما رود، او نیز داخل است
نام فلک ز دشمنی ما بلند شد
هوش مصنوعی: هر جا که صحبت از ما باشد، آن جا هم او حضور دارد. نام آسمان به خاطر دشمنی ما بالا رفته است.
آه و فغان من به فلک شعله زد سلیم
بگریز ای حریف که غوغا بلند شد
هوش مصنوعی: این جمله نشاندهندهی احساásدرد و نالهی عمیق گوینده است که به آسمان میرسد و به دنبال آن، به دوستانش هشدار میدهد که از او دور شوند زیرا اوضاع در حال ایجاد هیاهو و آشوب است. این بیان حاکی از شدت احساسات و اضطراب درونی گوینده است.