برگردان به زبان ساده
غبار خط نوخیزت ز سوی مشک میآید
نسیم کوچهٔ زلفت ز روی مشک میآید
هوش مصنوعی: عطر و بوی خوش موهای تو، به مانند مشک دلربا و جذاب است که از طرف باد در کوچهها پراکنده میشود. غبار و نشانههای زیبایی تو هم به همان شکل از دور به مشام میرسد.
عرق نوعی معطر میچکد از حلقهٔ زلفت
که پنداری مگر از شستوشوی مشک میآید
هوش مصنوعی: عرق خوشبویی از حلقههای موهای تو به زمین میریزد، گویی که انگار از شستن مشک جاری شده است.
به یاد خط و خال او ز دل بیرون رود هوشم
به محفل در میان چون گفتوگوی مشک میآید
هوش مصنوعی: به خاطر یاد آن شخص با علامتها و زیباییهایش، هوش و حواسم از دل بیرون میرود و در جمع حاضر میشوم، گویی که صحبتهای شیرین و خوشبو مثل مشک در فضا پخش میشود.
به وصل نسیه جان دادن، صلاح سینهریشان است
که از سودای نقدا نقد بوی مشک میآید
هوش مصنوعی: فدای وصل میشدن، عشق و آرزوی دلسوختگان است؛ زیرا عطر عشق از معشوق بهصورت واقعی و محسوس به مشام میرسد.
سلیم از هرکجا عطار گلشن بار میبندد
به چین زلف او در جستوجوی مشک میآید
هوش مصنوعی: سلیم، که به خوشسلیقگی و زیبایی مشهور است، از هر سو به خاطر زیباییهای دلفریب گلشن عطار میرسد و با دیدن زلفهای چیندار او، در پی عطر خوش مشک میگردد.