برگردان به زبان ساده
ز گریه گشت مرا دیده ی خراب سفید
به رنگ گل که شود در میان آب سفید
هوش مصنوعی: چشمم از شدت گریه خراب و خرابتر شده، مانند گلی که در آب سفید رنگ میشود.
برابری به مه من نمی کند هرگز
چنین خوش است ادب، روی آفتاب سفید!
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به زیبایی ماه من برابری کند، زیرا ادب و احترام در برابر زیبایی او به اندازهای است که اگر آفتاب هم به سفیدی درآید، باز هم نمیتواند به آن جمال برسد.
صفای سوختگی بین و فیض آتش عشق
که چون نمک شده خاکستر کباب سفید
هوش مصنوعی: آتش عشق مانند نمک که بر خاکستر کباب نشسته، به سوختگی صفا و لذتی خاص میبخشد.
ز تاب آتش می بس که چهره اش افروخت
به پیش او نتواند شدن نقاب سفید
هوش مصنوعی: از شدت تابش آتش، چهرهاش درخشان و روشن شده است. در مقابل او، نمیتوان نقابی سفید بر چهره زد.
ز بس که بی تو سیه دید روزگار مرا
ز گریه شد مژه در چشم آفتاب سفید
هوش مصنوعی: به خاطر غم تو، روزگار من آنقدر تاریک و غمانگیز شده که اشکهایم همچون مژگان در برابر نور خورشید سفید، به چشمم میآید.
کنند اهل محبت ز فیض عشق سلیم
کتان خویش به صابون ماهتاب سفید
هوش مصنوعی: محبتورزان از نعمت عشق خالص، مانند کتان خود را با صابون نورانی ماهتاب شسته و پاک میکنند.