برگردان به زبان ساده
مرا ز بزم خود آن پر عتاب میراند
چو سایه کز بر خود آفتاب میراند
هوش مصنوعی: مرا از مهمانی خود با خشم و زهر زبان دور میکند مانند سایهای که آفتاب آن را دور میکند.
چنان به راه تو صید فریب گشته دلم
که هر نسیم چو موجم به آب میراند
هوش مصنوعی: دل من به قدری به جاذبههای تو مفتون شده که هر بادی مانند موج، مرا به سمت تو میکشاند.
چه دشمنیست ندانم که باز گردش چرخ
مرا ز کوی تو چون آفتاب میراند
هوش مصنوعی: نمیدانم چه دشمنی در کار است که چرخ روزگار مرا از کنارت دور کرده و مانند آفتاب از تو میرانَد.
مریض عشقم و دایم اجل به بالینم
نشسته و مگس از من به خواب میراند
هوش مصنوعی: عاشق بیمارم و همیشه مرگ در کنارم نشسته و مگسها از من دور میشوند.
سلیم توبهشکن شد دگر هوای بهار
نسیم کشتی ما در شراب میراند
هوش مصنوعی: سلیم به عهد خود خیانت کرد و دگر بار به لذتهای بهاری رو آورد. نسیم بهاری همچون بادی است که کشتی ما را در دریاهای خوشی میچرخاند.