برگردان به زبان ساده
گل به غفلت ز گلستان جهان برخیزد
غنچه از خواب در ایام خزان برخیزد
هوش مصنوعی: گل به طور ناگهانی از باغ زندگی بیرون میآید و غنچهای که در خواب بوده، در فصل پاییز بیدار میشود.
گر سبک می روم از بزم تو بیرون چه عجب
گرد هر طور که بنشست چنان برخیزد
هوش مصنوعی: هرچند که با سبکی و بیاعتنایی از جمع تو میروم، چه جای تعجبی دارد، چون هر کسی به همان سبک که نشسته، بلند میشود.
جسم خاکی ست غباری که میان من و اوست
ای خوش آن لحظه که آن هم ز میان برخیزد
هوش مصنوعی: این بدن مادی مانند گرد و غباری است که میان من و او قرار دارد. ای کاش آن لحظه بیاید که این مانع نیز از میان برود.
گر لب تشنه ی خود را به لب جوی نهم
دود چون اشک من از آب روان برخیزد
هوش مصنوعی: اگر لب تشنهام را به حاشیهی جوی آب برسانم، بخارهایی چون اشک من از آب روان بلند خواهند شد.
دارد ای دوست ز تو شکوه ی بسیار سلیم
وای اگر مهر خموشی ز دهان برخیزد
هوش مصنوعی: دوست عزیز، از تو زیاد گلایه میکند و اگر عشق خاموشی از زبانت بیرون بیاید، وای به حال ما.