برگردان به زبان ساده
چشمت ز ناز بسته به نظاره راه را
زنجیر کرده است ز مژگان نگاه را
هوش مصنوعی: چشمان تو با ناز به راه نگاه کرده و با مژگان خود نگاهها را اسیر کرده است.
کرد از حجاب حسن تو یوسف ز بس عرق
از سرگذشت آب چو فواره چاه را
هوش مصنوعی: یوسف به خاطر زیباییاش از پردهای عبور کرد و چنان عرق از سرش ریخت که مانند آب چاه، فوران کرد.
در هند سوخت شوق کمرهای نازکم
پیران خورند حسرت موی سیاه را
هوش مصنوعی: در هند، اشتیاق بر تنهای ظریف من آتش زده و پیران تنها حسرت موهای سیاه را میخورند.
کارم چو گردباد بود خاک بیختن
گم کرده ام به بادیه ی شوق، راه را
هوش مصنوعی: کار من مانند گردباد است؛ برای پخش کردن خاک و غبار. در این راه عشق، راه را گم کردهام.
در راه شوقم از مه کنعان خبر کجاست
مجنون او نه چاه شناسد نه ماه را
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، از محبوبم در کنعان خبری نیست. مجنون نه به چاه آشنایی دارد و نه به ماه.
چون ترک سر کنند کسانی که بسته اند
زیر گلوی خویش چون شاهین کلاه را؟
هوش مصنوعی: وقتی افرادی که خود را به موانع محدود کردهاند، از آنها آزاد میشوند، مانند پرواز شاهینی میشوند که کلاهی را که بر سر دارد، برمیدارد و به آسمان میرود.
اندیشه روز حشر ز مستی مکن سلیم
عذری بس است پیش کریمان گناه را
هوش مصنوعی: در روز قیامت درباره آینده و عواقب آن فکر نکن، زیرا برای اهل تقوا و پاکدامن عذر و توجیه کافی است و پیش افراد بزرگوار، اشتباهات و خطاها پذیرفته میشوند.