برگردان به زبان ساده
هر کجا حرف تو آید به میان، گل گوش است
همه تن شمع زبان است، ولی خاموش است
هوش مصنوعی: هر جا که نام تو به میان بیاید، همه وجودم آماده شنیدن است. زبانم به خاطر تو شمعی روشن است، اما در عین حال ساکت و خاموش است.
صبحدم بلبل شوریده کجا، خواب کجا
بگذارید که از نکهت گل بیهوش است
هوش مصنوعی: بلبل عاشق در صبح زود در حال نغمهسرایی است و با غصهای که در دل دارد، خواب و آسایش را فراموش کرده است. اجازه دهید که او در عالم خوشبوئی گل غرق شود و به حالت بیهوشی برسد.
نیست چشمی که ز آهم نبود اشک آلود
دود غمخانه ی ما نوحه گر خاموش است
هوش مصنوعی: هیچ چشمی وجود ندارد که از صدای آه من متاثر نشده باشد، و اشک نریزد. در خانهی غم ما، کسی برای نوحهخوانی و ابراز درد و اندوه وجود ندارد.
در کفم گر درمی هست چه دانم ز کجاست
رقم سکه ی انعام جهان مغشوش است
هوش مصنوعی: اگر در دستم پولی باشد، نمیدانم از کجا آمده است. دنیای ما پر از بینظمی و دگرگونی است.
هیچ کس نیست که از حرص نخورده ست فریب
همچو نرگس همه را حلقه ی زر در گوش است
هوش مصنوعی: هیچ کس نیست که تحت تأثیر طمع قرار نگرفته باشد، مانند زیبایی نرگس که همه را فریب میدهد و به همین دلیل همه در دام زرق و برق آن گرفتار شدهاند.
بهترین گوهر گنجینه ی هستی سخن است
گر سخن جان نبود، مرده چرا خاموش است؟
هوش مصنوعی: بهترین و ارزشمندترین نکته در زندگی، کلام و سخن است. اگر سخن و کلام جان نداشته باشد، بنابراین هیچکس دلیل ندارد که خاموش بماند.
قدردانی ز حریفان چو نمانده ست سلیم
به نوازش چو سبو دست خودم بر دوش است
هوش مصنوعی: وقتی از دوستان دیگر قدردانی و قدردانی نمیماند، سلیم به خاطر محبتاش به سبو، احساس راحتی میکند و در حقیقت، مسئولیت را به دوش خود احساس میکند.